در سنگلاخ حادثه ها و عبور چرخ
ما داغدار زلزله های مداوم ایم
دیگر ملامت ازسر پرشور کم کنید
با صبر پیش رانده هماره مقاوم ایم
سروده طلبه سعیدحریری اصل.محرم1445ق
#حکمتانه
اسفند68بود.بعد سه شب طی کردن به حیاط و راهرو بیمارستان در
حالی که والدینم مشغول تهیه دارو و...برای دایی تصادف کرده ما
بودند.پرستاری دلش به حالم سوخت و مرا بعنوان همبازی پسرش
به خانه خود درمحله امام زاده اسماعیل (ع) تهران برد.
اما به راه و درهوای بارانی که با اتوبوس واحد و هم پیاده طی شد
رساند:شوهر افسرارتش ایشان اسیردست عراقی ها است و تنها
پسر14ساله او ازهردو پا فلج.
از یک هفته زندگی ام با حمید خدا بیامرز اما همان طوطی سبز ملنگو
او تلوزیون سیاه سفید باز کلیپ کودکانه ای که درانتهای همین متن
قرار دارد و اشک طفلک با دیدنش درمی آمد نیز بعضی عصرها
مخصوصا شب عیدی زیارت رفتن مان یادم مانده که چگونه در
فراز و فرود راه کوتاه با چرخ کم باد ویلچرش کلنجارمی رفتم...
اواسط دهه 90 روزی درمترو چشمم به زن مسنی افتاد که از
پشت عینک ته استکانی وبخار گرفته اش حاصل سرمای زمستان
مرا می پاید.همان پرستار مهربان بود گفتم:حمیدکجاست!؟
قطره اشکی گوشه چشم اش جوشید و با لکنت ندا داد:پیش خدا
بعد رفتن تو به سال نرسید تابستان بود.قطعه 19بهشت زهراء
خاکش کردیم (پرنده بهشتی روحت شاد)
#زرگنده
السلام الی اهل لااله الی الله
بعد از این نور به آفاق دهیم از دل خویش
که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد
خدایا به تنگ گرفتن درآغوش او حسرتم دادند...و سخت
فشردن سنگ قبرش نیز به بر اندرامکانم نیست.
چه نیک می دانی که درهجوم ابتلاها به غربتش افتاده ام
از دیار آشنا قم.
پس تو را دخیل بسته ام که اجابت کنی تا هرسحرش پیش
ازدر رسیدن اولین از پرتو طلوع تک قطره شبنمی را بررخام
مزار وی که به نیابت از بوسه ام باشد و در اندازیش چرخده
بادی البته ملیح تا طواف کند نقطه ای را که سبب سوختن
مدام سردلم در برگرفته به آه مدام رنگ پس می دهد و
رخساره ام به زردی می دواند. پس هرچه هست را به عین
نیستی کشانده الا تو و آن عشق منشق از روحت که حال
ایامی چند است رو به سلسبیل نهاده و پشت بر این مانده
در اباطیل بهت و دل تنگی ازخود که هر چند حتی شیرین
اما هرگزنه بهین اند.
مگراینکه چاشنی راهی شود و جرعت پا گذاشتن درمسیری
بخشد که ولوبه قیمت گذار ازعدم ظاهری باری شوق دوست
را متفرق از هرچه هرمان یکسره میسور کند.انشاء الله
#پسر-پنجشنبه
شادروان آیت الله یوسف صانعی (ره) و طلبه سعید حریری اصل
پاییز1397شمسی قم المقدسه.رضوان الله علیه
جماعتی دل داده مثل علی کریمی اند برنظام و نحله ای هم کشته
مرده نیما نکیسا و لاجرم با آن
حقیر اما دراین میانه ازبیخ عربم و جزء اهل حجاز !؟
که هر چند امروز به لاف زنی و وسط بازی ازجانب این دو متهم ام
انشاءالله فرداها و به هر روی جزء گاو بندی ها ی پشت پرده حساب
نخواهم گشت...پس خدا را شکر
آسایش دو گیتی تفسیراین دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
#ناصر-حجازی
بیست سال قبل روزی که درچند متری ام ایستاده و به سیگار وینیستون
خود پک می زدی خیال می کردم تو مظهر و نماد هرچه فساد درون هنر
هفتم ایران هستی که این سان بیرون زده.
ولی دراین فاصله زمانی چه بسیار از پشت صحنه هنر پیشگان مرد و زن
حتی با سند برای ام رو شد که خوب شیر فهم گردم قضاوتم اشتباه بوده.
شما مثل گلی که پشت و رو ندارد
منتها من خول بودم در اوج آنی نگری و ظاهربینی
حلالم کن هدیه خانم
#مهستی
حضورطلبه سعیدحریری اصل برمزارزنده یادحاج فیروززیرک کار
نشانی:تبریز.خیابان دارایی سوم.جنب مدرسه دخترانه.مقبره حمال تبریزی
حضرت آیت الله آقای دکترهاشم هاشم زاده هریسی وشیخ سعیدحریری اصل
اسفندماه1397.بیت ایشان درتهران
(ایشان ازطریق مرحوم شیخ علی یالقوزآقاجی و زنده یادحاج غلامرضا رحیمی
(پیشنماز مسجد قصاب لار محله شتربان تبریز(باجد ما شادروان آیت الله میرزا-
علی عیوضی گنجی ارتباط یافته آشنابودند)
آیت الله سیدصادق حسینی شیرازی وشیخ سعیدحریری اصل
پاییز1398ش بیت معظم خاندان شیرازی
ویدئو دیدار درلینک روبرو:دانلود
نسبت دور اینجانب ازطریق ابوی مرحوم ام(محمدعلی) با خاندان آیت الله -
سیدشهاب الدین مرعشی نجفی(ره)هم زنده یاد مهندس مهدی بازرگان
سبب علاقه وتوجه شادروان دکترابراهیم یزدی به بنده شده بود.
(عکس فوق متن اسفند ماه1384ش.منزل دکتر یزدی)روحش شاد
تناب دارتناب دار می جو ام ات با افتخار
نمی زارم که دست بدی با گردنم به اختیار
تناب جونم کجایی تا تو سوراخ موش ات کنم
ببندم راه دررو رو که ترندی تو پای کار
یه سبکی می برم بشی با خاک کوچه هم قطار
لاشی سگ مصب بد سنگ سیاه رو مزار
بابا به من چه که چرا هوا پس تو روزگار
نون ندارن یه خلقی کم به سفره های بیشمار
اصلا حاجی نوکرتم اوس کریم داریم ما چیکار
خودش باید یه حال بده عین وقوع انفجار
ورنه متی گرون و رابین هودم تو لاله زار
نقش تیارتت رو برو با نون آب دوغ وخیار
سروده شیخ سعیدحریری اصل.تیر1401ش
کاش جای پیشنهاد خرید سوراخ موش به این و آن در فکر
روزنه داخل تنبان خویش بودی تا لانه چوب عرعر نشود و
فغان آن سان ات را درنیاورد که: غلط کردم...
کاش پول هایی را که به کد یمین وعرق جبین از جوشکاری
و...درمی آوردی جای ساختن کلیپ بودار می ریختی به گلوی
فلان یتیم که شاید درقرارخدا هست تا موسی قوم باشد و
به غرقاب فرستنده همه فرعون هامان وشدادیان
اما نه دل تنگ و عقده فراغ ات نگذاشت عقل باری چنان قد
بکشدو دم آید. پس چنین به پشت میله هایی انداخت که بر
قیمت کوتاهی عمرهیچ نمی ارزد ولو با هرتوجیه روشنفکرانه
#حسن-صباح
تقدیم به پیشگاه کرارغیرفرارشاه مردان امیرالمومنین علی(ع)
(شعری ازسعیدحریری اصل به جهت عیدسعیدغدیرخم1444ق)
ماه تابان دو عالم علی است.........بعد شمس نبوی او ولی است
نوراحمد می دهد با انعکاس.....برفروزد هرکه را مشتری است
بنده رب و خدای دلبری است...مست ابدی ازجام سرمدی است
دست حق بهرخلایق مددی........ناجی دین لقبش حیدری است
لعن الی عدوک
یاعلی.اولی ودومی وسومی