شیخ سعیدحریری اصل طلبه وابسته به حوزه علمیه نجف الاشرف هست.عضو مرکزمدیریت حوزه نیست و با اداره اوقاف و زیرمجموعه های آن
همکاری حتی درحد پیشنمازی مسجد ندارد.سمت دولتی به نظام جمهوری اسلامی ایران نداشته شهروند غیر سیاسی با صرف التزام اش است
(این پست ثابت است و جدیدترین مطلب وب ذیل آن قرارداد)
لینک انتقال به صفحات حجت الاسلام سعید حریری اصل در وب جهان گستر با کلیک روی تصویر هر کدام از سکو و پلتفرم های ذیل
از بابک خرم الدین تا راهبان کلیسای سنت استپانوس چاره
را در دوری از شر بنی عباس و افکن بستر و مظهر عقیدتی در
کل کوه و دره های دیار بکری چون آذربایجان و...یافتند.
چیزی که بعدها خیام حکیم نیز به فرجه شعر و کتاب جست.
اما مسافری تک و تنها به قلب تپنده این مخالفت ها که
همچون آتش زیر خاکستر هر آینه امکان بروز و انقلاب داشت
یعنی تهران روانه گشت.
چون خوب و بیش از آن زاویه نشینان سفره صرافت و خان
درایت دانسته بود که یدالله مع الجماعه.
پس در هر واهه که به سفر از مدینه تا ری با هر آن جماعتی
که رعیت حساب می شدند جوشید جر مهر و صفا نورزید
زرتشتی ارمنی یارسان مندائی حتی خدا ناباور حر وآزاده
تا به زبان عمل گفته باشد که چرا اسلام حقیقی یعنی تشیع
جهان شمول و آخرین قسم ادیان برحق الهی است.
#انت-ولینا-حقا
اگر به یک مونث جوان در محلی بی در وپیکر تجاوز شود بی آنکه
اجبارا او راتا آنجا کشیده باشند هر منصفی بخشی از گناه حاصل
را پای خود وی خواهد نوشت نه صرفا مذکری که افسار شهوت
از دست اش در رفته است.
این داستان همه رعیت های طول تاریخ به حکومت غیر معصوم
(علیه السلام)یا با اذن مجتهد جامع الشرایط است.بل در آن
رژیم های مدعی لیبرال دموکراسی کمونیسم و...که مردم را
شهروند خوانند هم به گونه های دگر یش قصه چنان تکرار شود.
حکیم خیام عهد سلجوقی هم یک نمونه اش.
هرگز از جوانمردی نیست که شما بوی کفر آمیز از رباعیات چون
او را بی درک دوره ای که ترکان متعصب سنی مذهب تحت تاثیر
آموزه های عقیدتی باقی مانده از عباسیان صرفا شنیده من باب
نامبرده قضاوت کنید.
کفر خود آگاه او اندر مقابل ایمان آبکی وحاکم فرموده عصرش
بلاشک یک سروگردن بالاتر است ونشانه عقل وحریت.
بلکه اگر خیام روز عاشورا درکربلا بود بی تردید مانند شمر و عمر-
سعد عمل نمی کردو رسم آزادگان در حق اهل حرم(علیهم السلام)
پاس می داشت.
حکیم عمر خیام مصداق آن روح والا و هوش سرشار ایرانی است
که پیروی از رسول باطنی حق او را مقابل محمد(ص) دروغی و
به روایت سلجوقیان و نه واقع بعنوان رسول ظاهری قرار داد
تا بعنوان آزاده مردی در تاریخ مخاطب واپسین سلام نماز پیرو
امامیه و شیعی باشد.
السلام علیکم ورحمت الله و برکاته
(سلام برهرآنچه از خداست و به سوی اش رود ولو اینکه در چنان
حرکتی خود ملتفت سمت سیروریت اش نباشد)
#رباعیات-خیام
گفته اند که:الحسود لا یسود
در پی تپل شدن حضور جماعت کنار همچون مقبره حکیم عمر خیام نیشابوری
به نوروز1404ش فشاری چنان بر افراطیون جناح راست حاکم برایران رفت تا
در واکنش عمق بی سوادی خود را جار نزد عالم وآدم زنند.
ابزار چنین حماقتی هم که بعنوان عوام فریب از آن بهره جویند حضرت امام-
زاده محروق(ع)نیشابور است که مرقد مطهرش مجاور مقبره خیام باشد.
ایدئولوژیک مذهبی ها عادت دارند با طرح تئوری نخ نمای توطئه زمینه
فرآیند مطلوب خویش را فراهم آورند.دراین مورد نیز باز سازی شهری منطقه
مذکور وانداختن مزار خیام به بر و امام زاده محروق (ع)اندر حاشیه دست آویز
آخوند مذکور گردیده که به سخنان اش اندر این باب مشهود است.
اما حقیقتی که خیلی پیش از اینها بعنوان اصل کلی قضاوت دراین باره ها
وجود دارد نه عملکرد فلان مسئول شهری اندر باب بنا و خیابان آنجا از خوب
تابد بلکه کنش خود آن امام زاده است.
بله کفر یکی چون خیام برایمان خیل مثل بنی عباس شرافت دارد چرا که
برپایه حریت و روشنفکری حقیقی بنا گشته نه پرپوگاندای قدر قدرتان وقت.
حضرت محروق و بسی از پسر عموهایش(علیهم السلام)نیز ازمدینه جد خود
سمت ایران زمین متمایل شدند برای رهایی از شر آن و بهره مندی از خیر این.
لذا امام زاده اگر قهرمان مذهبی است خیام پهلوان ملی می باشد و هنر مشترک
این هردو دهن کجی بر بنی امیه وبنی عباس و ...
ای ملا از سرگذشت سلف خود صادق خلخالی درس بگیر که اکنون نیست و تخت
جمشید باقی باشد بل روزگاری تو نیز نباشی و مقبره احراری چون محروق و خیام
مشترکا درجا ولی.
انشاء الله
#این-نیز-بگذرد
کلیسای کوچک چوپان جلفا در کنار رود ارس و نقطه صفر مرزی ایران
باجمهوری آذربایجان به حاشیه رود ارس واقع شده است.
(عکس این مجموعه سعید حریری اصل.3فروردین1404ش)
#جلفای-آذربایجان
هر چه فصل است در نیام روزگار...گردشی نا آرد به کار زهر مار
بی ادب گشتن یعنی آن وضع شوم...کز نشور افتد غریق شام تار1
چرخ گردون سست باشد استوار...باقی عمرت ستان زین حال زار
نیک بین و به عمل زیبای گوی2....تا که فرجام ات شود با افتخار
1.امکان عمل فتو سنتز و رشد گیاه در تاریکی ممکن نیست
2.آموزه حضرت آشو زردشت(ع):پندار نیک کردار نیک گفتار نیک
(سروده سعید حریری اصل فروردین1404ش)
#یادگاران-مانا
حتم دارم هر زمانی با تو باز...می توان گفتن به هر رو جمله راز
تا که شاید در رسد گاه ظهور...زین به هم پیوستن البته ناز
گر چه دانی آنچه را از بنیه باز....غیر مد زولاکرم اندر فراز1
لیک ای جان بیشتر ما را گداز...در فراغت بلکه گرددتره ساز2
(1.امام معصوم(ع)حسب صلوات خاصه حضرت ثامن(ع)مشرف به جریانات
تحت الارض وفوق سماء است هرچند طبق مشیت الهی بعض چیزهای خاص
ونادر راجز ذات تبارک باری نداند
2.جوانه زدن سبزه پیاز دار کنایه از ظهور منجی(عج))
(سروده کمترین طلبه سعید حریری اصل)
انشاء الله همیشه تحت توجهات وعنایات امام زمان عجل الله فرج الشریف باشید
اللهم عجل لولیک الفرج
#شب-جمعه
گویند:کافرهمه را به کیش خود پندارد.از مظاهر چنان ضرب المثلی
بهانه جویی بعض افراد غیر مذهبی البته ناحر و غیر آزاده است که
زوم و دست گذاشتن روی جریان حضرت یونس(ع) درشکم ماهی
را عادت نموده و به سان چماقی بر سر اهل ایمان و پیروان ادیان
ابراهیمی کوبند.
برخی هم چون علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی مرحوم
اصلا ماجرای مذکور را از وادی حقیقت به تمثیل کشانده اند.
ولی و در عمل عکس تصاویر شمایل گونه بیشمار که آن نبی الهی
را در دهان ماهی گنده نشان می دهد هیچ سند شرعی از مسیر
دهانی ورود و خروج یونس نبی به بطن ماهی نیست!!!
چه برخی ماهیان ماده زنده زا مدتها فرزندان خویش را قبل
تکامل و تولد در رحم نگاه می دارند.
حتی امکان وجود بچه ماهی که ابتدا و در شکم مادر شش دارد
وسپس تا هنگام خروج مبدل به آب شش می شود بعید نیست
حالا اگر حضرت یونس فرضا لحظه باز بودن دهانه آلت جنسی
ماهی بزرگ ماده به آب افتاده سر از رحم آن در آورده باشد
و دورانی را کنار بچه ماهی هایی با ویژگی های ذکر شده و در مسیر
رشد طی کند اصلا جای تعجب ندارد هم مطابق موازین علمی و
یافته های دانشی عصر ما یعنی ساینز است.
یونس(ع)بعد خروج از آن وضعیت ودریا به خوردن کدو تمایل
می یابد که تقویت کننده قوی است همچون بال مرغ و....
خوب او اگر در معده ماهی بود که لابد با اسیدهای آن حل
می گشت و تنها رحم جانداری چنان حالت سونا داشته با رطوبت
حاد اش سبب کاهش وزن و ضعف ساکن انسان اش شود
#ذکر-یونسیه
متریال و اصل جنس آن وقت بیرون می زند و بر منظر توجه
عام نشیند که عمدا از الوان بودن در افتاد.
آخر دانی که:عشق هایی کز پی رنگی بود.عشق نبود عاقبت
ننگی بود.(کنایه از عکس های سیاه وسفید زنده یاد کیارستمی
با موضع درخت)
اینگونه وقتی گیل گمش وجوداش اندر نیروانای موجود
یعنی به ساحت و صحنه درخت رسید پرده بر انداخت که ای
حیات جان وجان افزای من...
پس راس بشکوه اش را اندر پای نستوه اش نادیده باز یافت و
چون تنه تنها جوهری شد با قسم بر ن و القلم وما یسطرون.
(اشاره به مبارزات فرهنگی وسبک کار هنری عباس کیارستمی)
وآری این سان پله پله باید رفت تا ملاقات خدا هرچند او نیز
کرم کرده گاهی به طور سیناء و الارض سرو شهید کربلا (ع)
خود نزول کند.
هان در دهن کجی به نفس قطع درخت از این زاویه نگاه اصل
بقاء وسیر الی الله را فریاد گراست الی یوم القیامه یانه نزدیکتر
فرج م ح م د (عج) انشاء الله
#عباس-کیارستمی
عهد صفوی اصلا خواستگاه حضرت شیخ صفی (رحمت الله علیه) آذربایجان
با مفهوم عاشق های تار بدستی آمیخته که وجه دیگر و دیرینه تر آن
را به تنبور زنان آیین یارسان کرمانشاه شاهدیم.
ملایان شیعی در دوره سیطره شاه اسماعیل و عباس(رضوان الله علیهما)
هم به سه گروه صرفا سنتی بی وجه روشنفکری باز روشنفکران مذهبی
با آراء خاص مثل صدرالدین شیرازی(معاد غیرجسمانی وحدت وجود و...)
تقسیم شدند. اما توجه شاهان صفوی سمت جبل عامل لبنان و دعوت از
فرزانه ای چون حضرت شیخ بهاء(ره)چنانکه برخی رسانه های اپوزسیون
تبلیغ می کنند ورود روحانیت شیعی به کارزار ایران زمین نیست. بلکه
باز خواهی تیز هوشانه هوای تازه و نوع نگاه روشنفکری عرفی بود که
عملا جلو ملیتاریزه وبسته شدن فضای اجتماعی ایضا حوزه را می گرفت.
بله اگر نبود شیخ بهایی چه بسیار رامنه جلفا که با فتوای جزم اندیشان
اصفهان به هرباران خدا نجاستشان سرایت کرده نیز جای گوشه نشینی
و تبعید نویسنده اسفار در دهانت قم لابد می کشتند اش.
یعنی میراث و متدد مهم حضرت بهاء الدین عاملی در تحمل حد اکثری
مخالف است. چرا که گاه در بین ایشان و به عهد صفوی افراد پاک نفس
و کمترشیشه خرده دار چون عباس توفارقانی هم بودند که به خطا رقیب
آخوند جماعت معرفی شده و از آنجا مسئله موسیقی که امری اختلافی
بین علمای امامیه هست حالت یک تهدید جدی تبلیغ شد و عوام محب
آل الله (علیهم السلام)را ضدش تحریک کلی نمودند.
#مسیح
مروری بر آثار فارسی وبهر ایرانیان ساخته شده مثل دیجی علی گیتور
پررنگ می رساند که موزیک برتر از نگاه فضای محل سکونت وی یعنی
غرب اولویت آنهااست نه ملودی کلام و....
باز عکس آن کارهای استاد فرامرز آصف نخعی بعنوان فردی تحصیل
کرده و ورزشکار بها دهی خاص به ادبیات فارسی را فریاد می زند.
آصف پاس داشت محتوای زبان را هرگز مترادف ابراز صرف فهوای
کلام پایین نیاورده هرچند آن مطلوب ومنظور یک نسل را رساند.
کمر باریک و...جدااینکه چه نوع کلیپی برایش ساخته اند فی نفسه
اثر فاخری است متوجه فرهنگ فولکلور تاریخ ملتی و...
باز و دراین میانه آثار شادمهر عقیلی جای دقت بسیار دارد و هر چند
فرومایگان نان به نرخ روزخوری صرفا به تقلید صدای او پردازند یا
نام برده را باد نموده نظر کرده جار زنند اما شادمهر نه علی گیتور
و نه فرامز آصف است. او دریک کلام و هماره از قبل مهاجرت و هم
امروز که حتی قله نشین سایت های نامشروع قمار بازی است
یک عاشق ژینا بوده و بس!؟اینجوری است که شرح هجران عمیق اش
بواسطه نوازندگی چیره دستانه یا دست برقضا هم نشینی با بانو
مهستی آثاری خلق می کند که بر دلها می نشیند.
حالا و اگر از هر کدام این سه بپرسید نسبت به دو دیگر نقدهای
جدی دارند هنر مغربی عشق شرقی یا نه پر رنگ چسبیدن و
پایبندی به اسلوب ملی .می توان همگی را جمع کرد و به وجه دیگر
رسید باری از دعوا و اولویت داده ها شان در گذشت.
#ژینا-گل-من