السلام الی اهل لا اله الا الله
مرده یعنی من که زنده نیستم
بی تو گویم بر خودم که کیستم
روزگار با همی از سر گذشت
بعد آن اصلا کجا کی زیستم
(سروده طلبه سعید حریری اصل.شعبان1446ق)
#پنجشنبه
چه کج کردار است این چرخ که گاه رفتن نه خرد و برنا شناسد
نه جمیل و علیل باری دارنده خیل کثیر یا نه فرو افتاده اندر
منجلابی حقیر همه و در هم کشیده می برد آنجا که نماند الی
خیر العمل
السلام الی اهل لااله الی الله به حق عزت شرف لااله الی الله
الهی که لال از این دنیا نروی بگو:
محمدا رسول و علیا ولی الله
(تصویر فوق قبرستان دارالسلام قم المقدسه عکاس سعیدحریری اصل)
#شب-جمعه
به زبان ساده و در متن بالا طرف نوشته :زمین گرد است مرکزی دارد و البته هر
آن جا ی که من ایستاده باشم همان است.
درج شده های حقیر دراین وبلاگ را خودم با موبایل هم می بینم ایضا تبلت
لپ تاپ منتها تنها این سومی یعنی کسی که کیس آیپد و...دارد تا حدودی
نظم سطرها را بدان حس می کند که خوب طبیعی است. درموارد دیگر هم
اگر عقل و انصاف داشته باشد می فهمد که نه مرض نویسنده نه قرض
بخشنده فضای مجازی اش درآن نقش ایفا نمی کند.آن بالایش هم درج شده
که مدام از جنبه املاء و دستور ایضا فاصله دادن بین کلمات چک می شود
هرچند درساعات اول درج پست جدید ممکن هست حسب مشغله کاری
حقیر و...ایراد دار البته موقت باشد که انشاء الله اصلاح فوری در پی دارد.
این لحن پیغام دادن در همان دو جمله اول فریادمی زند که دنبال راحت -
الحلقوم هستی اما خیر برو خدا روزی ات راجای دیگر حواله کند
وقتی حتی یک دفعه زمان نگذاشتی تا آن مطالب در گیرنده خودت نامنظم
را جای دیگر چک کنی یا ولو با همان وضع بقول ات ناجور بخوانی درکل
اهمیتی نداشته و شعور فهمیدن اینکه چی شده را نداری !؟
اصلا تو که باشی!؟
مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید
در عوالم خود سیر کن داعیه قتل مستندم از آن جوان ناکام را هم با این مدل
هوچی گری وسطحی نگری در نزد وجدان خویش و باری دیگران خط خطی نما
به درک! اینها عین رویه های قاتل آن شهید هست(لعن الله فخرالکفر)
اما همین را بدان و خلاص : دادگاه عدل خدا در پیش است.
چه کنم سند مستند اداره آگاهی دربایگانی است. ولی وقتی اولیاء دم یکی
بانی قتل آن بقیه غرق در دنیا ایضا بعضی شان که آدم حسابی هستند
و از سالها قبل مرا می شناسند کیلومترها دور (کویت)تشریف دارند کجا روم!؟
الا نوشتن همین چند خط در اینترنت تا اگر روزی جایی دیده و حساس شدند
دیگر نه آنها ایضا باز پرس و قاضی نگویند:چرا خبرمان نکردی!؟ چون در این
هشت سال گذشته حداقل شش بار دادسرا دادگاه ویژه روحانیت پزشکی-
قانونی سفارت کویت رفتم اما از شانس با مامورهایی بی مبالات و پر مشغله
روبرو شدم که بی خیالی طی می کردند....القصه یعنی که مستمسکی باشدم
برای روز مبادا و اگر هم نه شد الا یوم الفرج انشاء الله
(سوء پیشینه کیفری یا سابقه جنون ادواری درسند معافیت خدمت طبعا
جایگاه ولی دم را به سمت بستگان درجه دو ختم می کند وحتی آن اولی ها
را در پرونده قتل به معرض اتهام قرار می دهد.خوب باقی می ماند مادر
طرف با دایی اش عدنان.والده را هم این ها با تیپ خوش غیرتی نمی گذارند
که یک نامحرم و مرد غریبه ای چون اینجانب ببیند و آن دایی نیز در کویت
است و قسم به خدا اگر فرجه ای بود یکی از این دو نفر را با من روبرو کنند
پس در ملاقات مان ثابت اش نمی کردم آسید محمد باقر علوی عمدا و نه
تنها نتیجه خطای راننده فراری تصادف چهارشنبه 10آبان1396ش
کشته شده حتی راضی به ضمانت ام بعدش اعدامم کنند بله پنج سال
بعد فوت بیمارستان پرونده پزشکی را معدوم و پاک می کند .اما در همان
مقطع بنده سند عدم توان صیانت متوفی قبل فوت از وجود خود در کنار
کروکی تصادف منجر به مرگ صادره پلیس راهور را رویت کردم که
شهادت می دهد :موقع فقد تنها بوده .بعدش هم برای خاک پاشیدن
روی گندی که زده اند شایع شد:موقع گرفتن فیلم لایو اینستاگرام
از پشت موتور رفیق اش پرت شده یا نه یارو این آخرها (استغفرالله)
شیطان پرست شده بود تا کسی دیگر سراغ جریان اش را از جامعه اکثرا
مذهبی پیرامون نامبرده نگیرد و.... لذا در عرف و شرع از این باب حکم
است که باید بی هر تعارف و با صوت بلندش گفت:خاک بر سر آن
سرپرستی که اینجور بچه بیچاره ای را در کوچه خیابان ول کرده باشد
هم آن لاوی پشت بندش که به مثل فضای نت و...دنبال زدن رگی
هستند که از سر غیرت و بدین باب جنبیده.لعن الله قو م الظالمین)
#داغ-جوان
(داوزده صفرالاحزان هشتمین سالگرد شهادت سید محمد باقرعلوی)
از وقتی دو ساله نشده بوی شیر می دادی و در آغوش استادم -
سیدنا عادل علوی(ره) دیدم ات تا آن دمی که مثل شیر دمان بر
ناکسان پیرامون ات خروشیده هنجار های آبکی و مسخره خود
ساخته شان را که لعاب تربیت بهتر تو داشت اما اصل اش
خریت یک ناقص العقل بیشتر نبود با دوری از ایشان و زندگی
مستقل رد کردی
باز و بلاشک حاصل عوارض همان وضع تنهایی و سانحه سخت
قبلی که تو را چند متر به هوا پرت کرده بد جور به زمین انداخته
بود نسیب زیر چرخ های ماشین سنگین شدی. فقط یک بوسه از
تو برداشتم!
حوالی زیر گلویت
#یا-زینب(سلام الله علیه)
درطی مراحل بلوغ بچه حالا چه سمت مرد و چه زن کامل شدن با خواستگاه
ضمینه قبلی و هرمون های در بستر وجودش طرف علائمی نشان می دهد
که شما را به اشتباه انداخته خیال می کنید خدای نکرده همجنسگرا و یا
متمایل به جنس مقابل وجود ظاهری خودش است.
مثلا پسرها درچنان مقطعی مامانی تر و دخترها بابایی می شوند.
نوجوانان مذکر رنگ های تند قرمز را انتخاب دختران به سمت آبی نفتی روند
نشانه هایی چون ماشین بازی دختر و عروسک جویی پسر
تن صدای دختر بم تر و مال پسر به نازکی می زند. البته تا حدودی و در اکثریت.
اینها را فقط یک مریض روانی یا سیاسی دون پایه می تواند به حساب مشکل
و دگر خواهی جنسیتی فرد بگذارد(حرف های شادی امین درباره مهرشاد)
آخر می دانید که:کافر همه را به کیش خود پندارد
و اما آن متوهم دیگر که شعور فهم این را نداشت : قلب تازه جوان برعکس
هیکل گنده خیلی زود کپ می کند و زدن یا شکنجه او به مراتب خطرناکتر از
فرد بالغ است(افراطیون جناح راست و عوامل فقد نامبرده)
#روحش-شاد
بنی عباس را در شیعه گری حد تا آنجا بود که امام(ع) به کار دنیایی
مامومی چون مامون آید.یعنی بلا نسبت مثل پلی موقت تا حمار
مراد و هوس ایشان را سهل و ساده ره رد کردن فراهم شود
و بعد از آن با زهر کنیه در حیات و حیله اشک تماس اندر ممات
قصه حضرات(علیهم السلام) را سر و ته هم آرند چنانکه
بر لکه ننگ دامن آنها بدل نگردد البته به منظر عوام
تقدیم به امام زاده شریف واجب التعظیم و صاحب کرامتی که
گنبد و گل دسته های موقت را تا آنجا به یدک می کشید تا
همای سعادت شهرت و ترحم خلق را بر دوش اهلان ظاهر و
ناکسان واقع اش بنشاند و بعد از آن جز غربت غرقاب بقیع را
عین اجدادش مجتبی زینت عابدان باقرالعلوم و صادق مصدق
(علیهم السلام)به دوش نمی کشد...
و به راستی که:حرمت امام زاده به متولی اش هست
بر بنی عباس لعنت.بر قاتل شهید سید محمد باقرعلوی لعنت
فَقَالَ یَا سَیِّدِی نَجِّنِی مِنْ حَبْسِ
#فخر-الکفر
پنج روزه آخر سال در باور کهن ایرانی ارواح آزاد هستند و معمولا به
محل زندگی سابق خود در دنیا سر می زنند.
تصادف آنها با فرزندان جوان مخصوصا در حال گرد گیری از گوشه
کنار خانه رفتن به حمام ساعتی قبل سال تحویل و...زیاد رخ
می دهد که بعدا اثرات بد اش را بر روح و جسم ایشان باقی گذارد.
مخصوصا خانم های جوان...(اشاره به فیلم شب بیست و نهم با بازی
بانو مرجانه گلچین)
این رویت ها اگر یک بار واقع شد امکان تکرارش توسط جن شر و...
می رودحتی حالت روان پریشی حاصل از آن وسواس گونه همان
مشاهده اول را بارها برای قربانی چنان یادآور می شود که گویی
دوباره تکرار با دو چشم سرش دیده . لذا برای والدین بهترین کار
همراهی با کم سالان در هنگام گردگیری و..است ولو به صورت حتی
ناخوشی حضور صرف فیزیکی یک دنیا دیده احتمال چنین تصادم های
بد والبته سرنوشت سازی را گیرد.ایضا همراه داشتن خاک هوشمند-
کربلا یا گلاب آینه سبزه آب و.. که مخلفات سفره هفت سین هستند
ودر چنین اوقاتی برای برپایی آن خریداری می شود هم احتمال رویت
عفریتی یان را کاهد.چه اگر موکل طلسمی ارواح شر باشند درصد
خودنمایی پیشبرد هدف به پنجه روز بیشتر هست و اکثر فرزندان
رشید در خانواده خود از چشم شور تا بدخواهی که سبب تمرکز و توجه
این چیزها رویشان شود دارا می باشند خصوصا خوش قیافه وبیان
(یعنی کسانی که بطور فطری در طبقات متفاوت نظر کردگی قرار دارند)
در کل پنجه بر هه سختی برای زندگان است!چون اندر ترافیک و حجم
بالای حضور اموات گوناگون به اطراف شان از جن گرفته تا انس و با
فرا رسیدن گاه نوروز وتقارن اش با لحظه عید غدیراول دیوان دوباره
در بند شوند به حرمت محمد وآل محمد(علیهم السلام)انشاء الله
شداد ملعون هامان ملعون فرعون ملعون
#شب-بیست-نهم
مرگ است و قرار زندگی کی خواهد...برخرمن هستی اش چنان تگرگ می بارد
روزی اگرش دست قضا باز ببخشیده ولی...آن پای دگر به ضرب او می کاهد
دارا و ندار جمله خلق از آن می نالد...زاغ است چو مو و هر چه زال1 می چاید
قره نشو در دار فنا بر ثمن و سهم ...این قسمت وراث و بر تو عملش می ماند
1.زال:مو سفید.لقب پدر رستم دستان
سروده طلبه سعید حریری اصل
اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ. اى خدا تو بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن
#صندوق-عمل(قبر)
فعالیت بعنوان کارگر ساده لوازم صوتی تصویری آن هم بهر کسی که حتی
توان نفس کشیدن معمولی را ندارد یعنی اینکه قرار داد مورد تایید بیمه-
کار هم درمیان نیست.
این مقدمه سبب شد سر از مدیریت آموزش وپرورش ناحیه یک در
آورم. با داشتن شماره شناسنامه اش بدست آوردن سوابق تحصیلی
کار چندان سختی نبود و حاصل اینکه فهمیدم سید محمد باقرعلوی در
سن 22سالگی(تولد مهر76ش در گذشت10آبان96ش)فقط تا ترم اول
دوم دبیرستان درس خوانده!؟
تصادف نخست در اوایل دهه نود چنان سخت بوده که مدتها به مدرسه
نرفته است منتها به استناد مدارک پزشکی از بیماری حاصل با جرح اش
برای ادامه آن به قسم شبانه و متفرقه عودت داده نمی شود.
این مدارک در بایگانی دبیرستان کاردانش شهادت دولت آباد ثبت اند.
بعد انتخاب رشته هم حد فاصل ترم دوم سال تحصیلی 94-95 در
طراحی وب مدرسه عرفان غیر حضوری مشغول تحصیل بوده که مطابق
گواهی مدیر بعلت عدم پرداخت هزینه ناقص می ماند!؟
حالا شما بیننده قضاوت کنید پرداخت خرج مدرسه یک طفلک با
مصدومیت حاد بر عهده کیست؟خودش که نمی تواند. بهزیستی
هم تامین نمی کند چرا که: مستضعف و کارتن خواب نبود.ایضا
نامه بیمارستان بر صحت معلولیت پنهان و عدم قطع عضو ظاهری
را بهر تشکیل کمسیون مربوطه با وجود صدور ولی نامبرده به
سر انجام نرسانده تا کارت معلولیت پنهان صادرشود
و دست آخر پیدا کنید پرتقال فروش را.
#آق-ولد
بعد از ظهر یک روز تابستانی داغ از سال97ش خسته از نبود تاکسی
خط حرم-جمکران پیاده راهی زیارتش شدم.
شنبه بود و نرسیده به میدان بقیه الله(عج)با و جود آنکه لباس های
طلبگی را درکوله پشتی جاداده و دشداشه ای بیشتر به تن نداشتم
غرق عرق شده بودم. اما بادی تند شروع به وزیدن کرد و راه مرا
سمت قبرستان بقیع(امام زاده جمال غریب(ع))کج نمود.
سر قبر آسید محمد باقرکه رسیدم انگار تکه ابری سیاه و کوچک
آن بالا انتظار مرا می کشید.نه گذاشت و نه برداشت چنان بارید
که اصلا به عمرم ندیدم.خدایی داشت لباس تنم را جر می داد و
پوستم را پاره می کرد.هیچ کس یا سقفی هم در اطراف نبود تا
به سمتش دویده کمک بخواهم.فقط داد زدم ای خدا و بلا گذشت.
بعد نیم ساعتی عین بند لباس شدم تاحداقل چکه های
آبش تمام شود که ناگهان یک پژو206در خیابان مقابل و داخل
قبرستان سبز شد.راننده زن میانسال و حقیقت بسیار جذابی
بود.با وضع خاصی پیاده شده و چند صد متر آن سو تر روی
قبر پیر زنی نشست. آن مزار تک را قبلا دیده و بخاطرم
بود خیلی شیک و...فکر کردم دختر متوفی باید باشد.
اما بانوی جوان از همان سر آغاز حمد و سوره ای که معلوم بود
می خواند خیره به بنده شد و در تنگنای خلوتی قبرستان
ساعت 3 بعداز ظهر انگار داشت کم کم به مصیبتی بدتر از
باران که عرض شد بدل می گشت.
زن نه گذاشت و نه برداشت خرامان خرامان و با دید زدن
اطرافش که کسی نباشد خود را به من رساند.
بنده هم کیف گلی ام ر ا تکانه به کمر آویختم تا که الفرار.
اما بعد چندین متردویدن شروع کرد بر قسم دادن که:
منظور بدی ندارد و به صاحب این قب رقسم کارش واجب
است. ایستادم و او با صدای بلند گفت:حاج آقا سیدی که
تو اینجا خاک شده می شناسید؟!من تابستان95ش از
فروشگاهی در تهران داخل پاساژ تلوزیون بزرگی خریدم
راستش چون قاچاق آورده بودند و بدون گارانتی به سراغ
آنها رفتم تا ارزان در آید.
این پسر کارگرشان بود. باربری می کرد! حتی خرید مرا
تا دم همین ماشین آورد و کمک کرد با خواباندن صندلی
جایش کنیم .وقتی پول چایی به او دادم خیلی خوشحال
شد.فکر می کنم مشکل شدید مالی داشت و...
از بهار97که دست بر قضا مادر جانم(به لحجه شمالی
مادربزرگم)را بنا به وصیت خودش آوردیم قم خاک
کردیم.اینجا که چشمم به عکس او افتاد فکرکردم خودش
هست و بعد رفته از میان تصاویرداخل سی دی ام پیدایش
کردم .چون روزی که برای خرید تلوزیون رفتم او انواع
مدلها راجابجا و به من نشان می داد.عکس خودش هم
افتاده ببیند تو گوشیم دارم
تا الان چند بار از افرادی که سر خاکش می آیند پرسیده ام
و گفته اند ما فقط هواداراش هستیم عاشق صداش اما آشنا
و فامیل نه.راستی آشیخ شما می شناسیداش!؟
با شنیدن این حرف ها مغزم سوت کشید و انگار کسی این
سوال را دم گوشم خواند:
مگر باقر بعد تصادف حدودسال90ش پلاتین دربدن نداشت.
کاسه سرش عمل نشده بودو اصلا انحراف شدید بینی نمی گذاشت
درست نفس بکشد پس چرا والدین اش رضایت به این بی تعارف
خرحمبالی داده بودند!؟ آن هم در یک جای قاچاق فروش که لابد بیمه
هم ندارد و فقط پولش خوب است!!!؟؟؟
#نظر-کرده
دخترکم!حتی حادثه عظیم مرگ یک انسان آن هم خردسال
نمی تواند برای آنی آنها را که مشغول بلغور دو واژه:سرش
خورده شد(اتفاق) یا خورانده شد(عمد) و اندر جنگ زرگری
میان خود هستند خفه خون دهد تا شاید و باری که فهمند:
فی نفسه جانی که به هفده بهار بیشتر قد نداده با
چه حالی از دنیا می رود.
جان کندن بما هو و بهر همه موجوادت و بارزترین اش
بنی آدم سخت است اما الو گرفته ترش آنکه عنوان
جوان ناکام را یدک بکشد فراتر از هر آیین مرام و تنها
به حکم مسلک انسانیت.
ولی نازنین آخرش چه!؟در دنیایی که به نام اسلامیت
غالبا همین بشر دوستی را به مسلخ می کشند فراتر از
اینکه تو از فدائیان اش یا فلان حجاب بان آلت مزدوری
وی شناخته شود دختری دیگر آن هم زاده پیغمبر چنان
آیین (ص) چنین شده و مابقی همه ظلم های مجهول البانی
را به نام سران سقیفه ثبت کرده است
لعن الله مولا مغیره
#فاطمه-زهرا(س)
شاید یکنفرحسب مجموعه تحریک و افکار ناپخته سر از جایی در
آورد که نباید یعنی آنجا که با ضربه باتوم به خدایش پیوندد
منتها اگر چه فرد او دیگر نیست ولی همان فکر سطحی هست
و حتی اگر درمقابل آن در نیایید دیر یا زود دوباره قربانی
بگیرد آن هم از شهروندان عادی و نسل جوان
لب اندیشه ای که مرحوم مهرشادشهیدی را در مخمصه انداخت
این بود : مسئولان جمهوری اسلامی از بهر راس نظام خویش
ولایت مطلق فقیه قائل اند و این یعنی دیکتاتوری...
اما چنین حرفی فرای راستی آزمایش که مثلا و اصلا آن آقا فقیه
عادل هست یا خیر.یعنی سنجش شایستگی عرفی و شرعی
ولایت از بهر بقیه ملت ایران
نیمه دوم و پنهانی دارد که در آینه اپوزسیون نهادقدرت هویدا
شد و حیف که عمر مهرشاد قد نداد تا آن را درک کند.
وقتی رضا پهلوی خود را در معرض وکالت بقیه ناس قرار می دهد
یا مجاهدین خلق سالها قبل بیانیه داده اند مسعود ومریم رجوی
فقط به خدا می توانند پاسخگو باشند این یعنی عین ولایت حتی
بی تبصره فقاهت غیر مجتهد اعلم در اصلاحیه قانون اساسی
جمهوری اسلامی ایران
آری اگر مهرشاد های قصه به چنین جوانبی آشنا گردند دیگر
هرگز مابقی عمر گرانقدر و عزیزشان را نثار زیرخروارها خاک
نمی کنند بخاطر یک ضلع چنین پازل کلی
پسرک ای کاش روزی بدانی غیراز امثال تو که گل زیبای این
دنیا اید و محمد بن الحسن(عج)یعنی باغبان و صاحب اصلی
بوستان تان مابقی گیتی هرچه هست به هیچ اش نمی ارزد
پس:قدر خودت را بدانروحش شاد
#جوانی