نازنین مگرمی شود یادم برود غروب دوازده صفرالاحزان !؟
همان روزی که ظاهرا تو را از دنیا گرفت و مرا نیز ازخودم
تا چونان مرده متحرکی باشم که فقط یاد یار و دیارش
رشته اتصال او است. همان که الاحساب آن هم نیست
عین باد بادک کودک سر به هوا که نخ اش از دست
صاحب در رفته و حالا در این بالا رفتن و دورشدن
از کس و کار خود فقط آرزو می کند: ای کاش رسم
دنیا این نبود که رشته بقاء به نخ و دمی بند باشد
و صد حیف که دیرفهمیدم : باید قدرت بیشتر
می دانستم باشد و شاید که امروز بدین خاک سیاه
هجران ننشینم...
وسط رج کردن این دل نوشته و به سیخ کشیدن
خونین جگرم آن گونه که اشکی را برآرد بهرعزای
نا تمام تو در دل وجانم خانه کرده هردم از آن
صفربه آبان خورده96ش شبانه روزی شده وغمی
که بقول شاعر:میره میره ولی برمی گرده
چشم افتاد به این پسرک عراقی وسط صحرایی
مشرف به کربلا (رجوع شود به ویدئوذیل متن)
که قهوه پیش کش زائران حضرت ثار(ع) می کرد
و ای دل غافل که درنگاه اول و با وجود تشابه
بسیارخیال کردم که تویی و دوباره زنده شدی!
اما باز معرفتم افزود:کور رنگی ازمن است جان دل
اصلا کی به نیستی گرائیده بودی که حال در کالبد
جدید و مشابه علم شوی
تو در گلبرگ نسیم سایه درخت آب روان شیرلبن و
القصه شیره جان های بهشتی هرآینه تکرارمن اش
می شوی وحس ات می کنم .جانا مرده منم که کورم
ازدیدن دلیل هستی خویش.
دون کیشوت !؟همین فخربرایم بس که اگرخدا
خواهد تاریخ فردا همه خاطره این سانچو پانزا
را به نام و درحاشیه یاد تو خواهد زد و بس با
عنوان ملازمت و صحابی ای پیغمبر عشق و هم
نام و ازنسل اعظم و سید ایشان(ص).
خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی
حس می کنم کنارتم
#نظر-کرده
بله برخی شیر پاک می خورنددسته ای پاکتی نحله ای شیشه ای
آن دگر محلی پاستوریزه خشک و...
ما با اینها مشکلی نداریم اصلا نوش جانشان جواب حلال وحرام
بودنش را سرپل صراط باید بدهند و پس حق است اگر بگویید:
تورو سننه(به توچه؟)
منتها یک کسایی هستند که شیرتو شیر می خورند یعنی فضا
را عمدا چنان غبار آلود می کنند که یا هرشیری که دلشان
می خواهد از کلکسیون آن بردارند و یا همش را هاپولی کنند
البته و درهرحال یک آب هم روش که کی بود کی بود من نبودم
بعدصبح تاشب هم درمعایب پوکی استخوان و...داد سخن که
چه عرض کنم مرثیه به پا می کنند(افراطیون جناح راست)
درنقطه مقابل اما یک فرقه دیگری باشند که ازگوشه کنار هرچی
بچه گربه است شیرش کرده می اندازند به جان اینها در اوج و
نهایت بی وجدانی. آخه بابا آن بدبخت ها که تا حالا جز شیرمامان
خود را نخورده بودند چه جوری می خواهند با این دو گانه سوز
که چه عرض کنم همه جورشیر خوار حتی نوع جنگلی اش
طرف شوند(ایران اینترنشنال و...)
#چرخه-معیوب
در وقایع تلخ پاییز 1401ش مخصوصا مهر ماه خبردارشدم که به کمال
تاسف برخی از عناصرموسوم به ضابط امنیت حتی درمقابل استغاثه
وطلب قطع کتک کاری یا حین شلیک با سلاح ساچمه زن و...بر ساحت
زوات مقدسه آل الله(علیهم السلام)جسارت و سب نبی (ص)می کردند
آن هم درحکومتی با داعیه جمهوری اسلامی و مذهب رسمی شیعه
بازاز آن طرف امثال مادرنوجوان مرحوم ابوالفضل آدینه زاده راشاهدیم
که به بهانه دستگیری شوهر ودخترش سخن درشت و ترکش دار به
ائمه طاهرین(علیهم السلام)نثار می کند!
یعنی و لب کلام جامعه ای است که از بعض مامور تا جمعی مغذوب آن
مشترکا ازجهل و عنادفکری رنج می برند و برعکس دیوار بلند فرضی
و ایدئولوژیک تحت عنوان درون و بیرون حاکمیت بسیارانی ازایشان
چه آنکه با وجود یدک کشیدن لقب ولی و سرپرست اجازه می دهد
بچه مثل دست گلش اندرآشوب و غوغای به پاشده در شهر خیابانی
شود چه آن بی وجدان فرد حرس و آجان نمایی که به سمت طفلکی
سفیرگلوله هارا نثارمی کند درعین اینکه می بیند بچه است و بی دفاع
مشترکا در جان و معصومیت ازدست رفته اش شریک هستند و این
دست کارها گناه بس عظیمی است که من نوعی فاش می گویم و
از گفته خود دل شادم سر سوزنی جزء اسباب ایجادش نیستم و
تا جان دارم نخواهم بود ولو به قیمت همه چیزانشاء الله...
بله تخم مرغ دزد شتردزد هم می شود!؟
آیا ایشان نشنیدند آن احادیث صحیح و شریف را که با برادران ایمانی
مدارا کنید یا اندر عصر غیبت منجی(عج)به سان گلیم خانه خود باشید!؟
راستی وقتی سرابوالفضل صغیر مشترکا بلای جوانمرگی را آوردند
چه توقع داری که حرمت ابوالفضل کبیر(ع)نگهدارند و باز کدام ضرورت
هست که حقیربرای دو ادعای طرح شده ام دراول این متن سند بیاورم
فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة
#دست-ابوالفضل
اگراز کتاب عالم عجیب ارواح اثرمرحوم حضرت آیت الله سید-
حسن ابطحی خراسانی (ره)در سر فصل و عناوین بنگیرد به
قصه ای باعنوان جان بابا جان برخواهیدخورد که اشاره دارد
برتمایل بستگانی جهت دیدن روح فرزند از دست رفته که
نهایتا درحیاط منزل و آن هم آخر شب و زیر درخت اتفاق افتاد
اصلا رویت روح نزدیک سحر خاصه جمعه درحرم اهل بیت
(علیهم السلام) یا کنارشجر نیزجوارقبر آنها میسور تراست
آن هم بعد روز خمیس که فوج انوار اراوح طیبه وطاهر پس
از سرزدن برکس و کار نیز مدفن جمع گشته سمت وادی السلام
نجف الاشرف گیرند به شکلی شبیه کهکشانی نورانی و ایضا اخگری
مانند زغال داغ باد خورده برمدفن بدان روزگارهمزمان عیان گردد
لذا توصیه شده برخواندن زیارت منور عاشور در ایام آخر هفته
مخصوصا شب پنجشنبه به مکان های مورد اشاره نیز جاهای بلند
یا بالا بردن دست راست
تقدیم به پنجم امام(ع) وزاده به عنایتش آسید محمدباقرعلوی(ره)
سروده طلبه سعیدحریری اصل:
یاراگرباردهی باردگرمی آیم...من خودم دایره زلف تو را می پایم
شورشیرینی و درمنظرما نیست چوتو...سوزنو تربده هرچندبدان می چایم
درنابی است غمت ازسرنو می بارم...واله ات گشته ام و تخم سخن می کارم
سالها تلخی هجرو غم تو داشت دلم...تاکه هستم به همین حال نکومی بالم
السلام علیکم اهل النجوی(فرازی اززیارت ائمه بقیع(علیهم السلام))
حبیبم هفت سالی هست که جهت با تو بودنش و تجدید دیدار
که باور دارم ازعالم ذر آغازشده انشاء الله محتاج سرخم کردن
پیش مشتی ناکس و کسب اجازه از بلهوسان بهر ورود به
خرابه شان که لاجرم معوای مادی تو نازنین بود نیستم.
خانه قبر اگرچه با نام و خاطره وحشتناکش حداقل دارای آقا بالا
سری نیست که در عین جنون ادواری به صرف جبر زمانه و احکام
ظاهری عرف و شرع مسئولیت رتق و فتق امورت داشته باشد
و البته منت خدای را که در این قفس شکست و نیک به تو و حقیر
باز فهماندکه مرگ هم از نعمت های او است
حال هرگاه که توفیق رحمان دست داد و توان فدوی پیش برد
این تکه وامانده ات سوی تن سفرکرده خویش باز می شتابد
تا از یادنبرد که ماندنش را هرآینه مدیون اجداد طاهرین تان
(علیهم السلام)و البته خودت هست یا ولی الله.
راستش جناب مختار (ره)به هردری هم می زد باز انتقام تام وتمام
خون حضرت ثار(ع) تنها از دست کس دیگری بر می آید و بس(عج)
ومگر نه اینکه تو نیز پسر چهلم همان اباعبدالله باشی
پس به حق پدرت ای فرزند ازخدا بخواه تا منتقم تان بیاید چه باور
دارم دعای سوته دلان راستین یعنی شهیدان مظلوم اثردارد.
برشمر ذالجوشن قاتل حسین(ع) و فخرالکفر سبب جوان مرگی آسید-
محمدباقرعلوی لعنت حتی اگر زیر عبا و عمامه پیغمبر(ص) خزیده باشند
(تصویرفوق متن طلبه سعیدحریری بر مزار سیدمحمدباقرعلوی شکیب
22اردیبهشت ماه1402قبرستان بقیع قم المقدسه.جمعه غروب)
تقدیم به هرآن والدینی که چون من اولاد از دست داده...
لیلای شهرخاموش...چشمان گشته مدهوش
رفتی و باز خواندی....یادم تو را فراموش
بی هر نوا و چاوش...صوت تو مانده برگوش
زنگی چنین ز عشق است...بر روزنم چو درپوش
پا را مکش غزل جوش...خم خانه ات همه نوش
هرشب مرا چنان دوش...بندی و جنس پاپوش
تا قبل آن دمی که او رادیدم بزرگ دعای هماره ام ازدرگاه الهی
این بود که چشمکی از غیب نشانم دهد و سربسته گویم تان
که بقول حافظ شیراز شب تار و بیم موج بیش از این امانم ندهد:
وجودشهیدسید محمد باقرعلوی(ره) مصداق پنجره ای شد تا
ببینم آنچه را که نتوان به لفظ الکن و قلم کوتاه اهل دنیا درآورد...
آری درست هست که بانیان حقیقی قتل وی با پیمان شکنی
در باب قولی که زیرسقف خانه خود به جهت اجازه دیدار مجدد
او از بهر بنده داده بودند سبب شدند که ملاقات بعدی ما به
قیامت بماند اما چون حقیقتا بر مقوله معاد جسمانی باور
دارم و می خواهم هرچه زودترلقاء مجدداش حاصل شود
وصیت کرده ام جنازه مرا زیر پای او در قبرستان بقیع مجاور
مسجد مقدس جمکران خاک کنند تا مجرد از تبصره بحث
رجعت عهد ظهور امام مهدی(عج) آن زمان که باران ریح
شروع به ریختن کرد و حضرت اسرافیل در صورخود دمید
اولین ازآشنایی باشم که دوباره در برش گرفته می بوسد
(اینجانب با پیگیری از مراجع قانونی:ثبت احوال.نیروی
انتظامی.شرکت واحد اتوبوسرانی .وزارت راه و ترابری
سازمان بیمه و تامین اجتماعی.بهزیستی.نظام وظیفه .
آموزش و پرورش و...نیز رسد عینی مدارک مستندی که
به علت عدم نسبت فامیلی با متوفی امکان گرفتن نسخه
فتوکپی برابر اصل آن را نداشتم این مطلب را اعلام داشته
و اندرهر دادگاه مشروع راضی به شهادت درباره آن هستم
که رفیقم عکس ادعای بعض بستگان نا اهل اش نه در خط
ویژه اتوبان امام علی (ع)تهران از پشت موتورسیکلت افتاده
و نه به اتوبوس شرکت واحد خورده است...
بلکه تنها جسد وی توسط پلیس دراطراف پایتخت کشف و
حسب شواهد غیرالزام آور و به دلیل تشخیص مامورین
با عنوان تصادف فردپیاده با اتومبیل سنگین گواهی شده
که راننده احتمالی و عامل ظاهری سانحه متواری گشته
بود پس بلاشک جهت سوابق حاد پزشکی مستند و این سند
اتهام رهاسازی فرد ناتوان درمعابرشهر و جاده بربستگان
وی منظوراست و قابل پیگیری...)
خدایا همچنانکه در دنیا زیارت آن ولی مسلم ات را نسیب
حقیرنمودی به قیامت و انشاء الله رضوان خودت نیز توفیق
تجدیدش عنایت فرما و محبوب حجت (عج) حبیبم با حضرت
قاسم بن الحسن المجتبی (ع)محشورنما:آمین یا رب العالمین
(کلمه برداشته در تصویرفوق به اشتباه براشته درج شده. باپوزش)