حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)
حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)

ارس کوهی(سرو)

متریال و اصل جنس آن وقت بیرون می زند و بر منظر توجه

عام نشیند که عمدا از الوان بودن در افتاد.

آخر دانی که:عشق هایی کز پی رنگی بود.عشق نبود عاقبت

ننگی بود.(کنایه از عکس های سیاه وسفید زنده یاد کیارستمی

با موضع درخت)

اینگونه وقتی گیل گمش وجوداش اندر نیروانای موجود

یعنی به ساحت و صحنه درخت رسید پرده بر انداخت که ای 

حیات جان وجان افزای من...

پس راس بشکوه اش را اندر پای نستوه اش نادیده باز یافت و

چون تنه تنها جوهری  شد با قسم بر  ن و القلم وما یسطرون.

(اشاره به مبارزات فرهنگی وسبک کار هنری عباس کیارستمی)

وآری این سان پله پله باید رفت تا ملاقات خدا هرچند او نیز

کرم کرده گاهی به طور سیناء و الارض سرو شهید کربلا (ع)

خود نزول کند.

هان در دهن کجی به نفس قطع درخت از این زاویه نگاه اصل

بقاء وسیر الی الله را فریاد گراست الی یوم القیامه یانه نزدیکتر

فرج م ح م د (عج) انشاء الله

#عباس-کیارستمی

معلم مدارا

عهد صفوی اصلا خواستگاه حضرت شیخ صفی (رحمت الله علیه) آذربایجان

با مفهوم عاشق های تار بدستی آمیخته که وجه دیگر و دیرینه  تر آن

را به تنبور زنان آیین یارسان کرمانشاه شاهدیم.

ملایان شیعی در دوره سیطره شاه اسماعیل و عباس(رضوان الله علیهما)

هم به سه گروه صرفا سنتی بی وجه روشنفکری باز روشنفکران مذهبی 

با آراء خاص مثل صدرالدین شیرازی(معاد غیرجسمانی وحدت وجود و...)

تقسیم شدند. اما توجه شاهان صفوی سمت جبل عامل لبنان و دعوت از

فرزانه ای چون حضرت شیخ بهاء(ره)چنانکه برخی رسانه های اپوزسیون 

تبلیغ می کنند ورود روحانیت شیعی به کارزار ایران زمین نیست. بلکه

باز خواهی تیز هوشانه هوای تازه و نوع نگاه روشنفکری عرفی بود که 

عملا جلو ملیتاریزه وبسته شدن فضای اجتماعی ایضا حوزه  را می گرفت.

بله اگر نبود شیخ بهایی چه بسیار رامنه جلفا که با فتوای جزم اندیشان

اصفهان به هرباران خدا نجاستشان سرایت کرده نیز جای گوشه نشینی 

و تبعید نویسنده اسفار در دهانت قم لابد می کشتند اش.

یعنی میراث و متدد مهم حضرت بهاء الدین عاملی در تحمل حد اکثری 

مخالف است. چرا که گاه در بین ایشان و به عهد صفوی افراد پاک نفس

و کمترشیشه خرده دار چون عباس توفارقانی هم بودند که به خطا رقیب 

آخوند جماعت معرفی شده و از آنجا مسئله موسیقی که امری اختلافی 

بین علمای امامیه هست حالت یک تهدید جدی تبلیغ شد و عوام محب

آل الله (علیهم السلام)را ضدش تحریک کلی نمودند.

#مسیح

سرو شهید

آسمان با همه آبی ابر و مه باران برف بر سر زمینیان لاجرم می گذرد

و در این میان یگانه عنصری که به مصداق ترمز می تواند در فرود 

آمدن مائده ها و زمینی کردن ایشان را تضمین کند درخت است.

درخت برنده به بالاتر ها حسب قد کشیدن خود و آورنده خبر و نعم

از فرازها است و اینگونه باشد که حتی پس از مرگ روح فرد شقی و

ضعیف در کسب مکارم اخلاق به دوره زیست  که حال توان عروج ندارد

با پرسه زدن حول آن باری هنوز و حتی بی تن دراقامه شعائری 

مشغول است باشد که چشمه فیض خدای و خدایگان ها(چهاره-

معصوم(علیهم السلام))را حسب بالا کشیدن خود از این برزخ خاکی

فراهم آورد و باری این زیارت درخت که مکرر شد شب جمعه ای

هم می کشد انشاء الله تا جوار سرو سهی به غاضریه و قلم عف

هست که باورداریم با کف العباس(ع)می پوشاند هر آنچه بد کرده 

و خطا را.

ببیند  این نماد و المان با شکوه درخت  که ریشه عمیق در مذاهب

فیض محور دارد چگونه به  آثار مثل عباس کیارستمی و هوشنگ-

ابتهاج جوهری طرح می شود.هیچ کدام از آنها اهل لباده کشی

مذهبی نبودند و از خواستگاه روشنفکری عرفی برآمده اما

و مگر جز این است که مذهب هم اگر واقعیت دارد باید منطبق

بر پله اول عرف باشد. بله آثار شجره محور این هر دو انسان را

به زیارتی عمیق و بی پیرایه می برد از آن سرو شهیدسلام الله علیه

#ثار-الله

درخت عباس کیارستمی

اصلا مفهوم شعائر یک مسئله عرفی وبه طول تاریخ بشریت است

فراتر از اینکه در بعض مسلک ها ایضا روشنفکری مذهبی یا لائیک

جرعت خط کشیدن روی قسم یا کلیت آن رابیابند.

بعض مذاهب عالم مثل مسیحی با تمام زیر مجموعه ها چون صابئی

نیز امامیه چه اسماعلیه چه جعفری کیسانی زردشتی اهل حق یارسان

فیض محور اند ولذا آن  تجربه ناب بشری که هماره دنبال یک نیر وآنا 

الارض ومصداق مقدس آمده از عالم بالا است دراین مناسک وفرایض

ایشان دخیل وستون سوم شعائر بهر نگاه داشت باورشان آفریند.

خوب وبااین اوصاف روشنفکر عرفی مثل شادروان عباس کیا رستمی

طبیعی است که آن سو تراز جنبه نمادهای مذهبی که علم حضرت-

عباس (ع)یا تسبیح صلیب دار و گردن آویز ارامنه و...باشد این چنین 

چیزهایی را به بطن طبیعت مصداق یابی کرده در آثارش پر رنگ

جا دهد.

کیارستمی نازنین کمتر لب به سخن درباره گم گشتگان وادی صرف

اجتهاد بی بینه کافی عرفان های غیر اشراقی یا فلسفه مبتنی بر

وحدت وجود می گشود.تنها وباری یکبار او سراغ ابن عربی رفت و

این جمله اش را پر رنگ نمود که:درخت خواهر آدمی است.

کیارستمی تیز هوشانه می خواست بااین کار اهمیت درخت در

قامت نماد قدیمی شعائر را حتی از دهان مسئله دار چون چشم

چران نظام اصفهانی بیان کند نه اینکه ارزشی بهر نامبرده قائل

گردد واو خیلی عمیقتر از اینها به علاقه روح مجرد انسان بر درخت

واقف بود و با رتمثیل جوهری قرآن درباره شجره ملعونه و عکس

آن را نیک می دانست و لابد به اینجا رسیده بود که: درخت جان

جان آدمی است نه خواهر جان او چنانکه ابن عربی گوید.

فیلم خانه دوست کجاست و زیارت های ممتد آن پسر از درخت

بر فراز تپه کنار روستا قاب زرینی بود که کیارستمی تا گاه 

واپسین عمر به انواع گوناگونی از آن ومشابه اش اسرار داشت

و باری یک همچنین انسان فهیمی مورد تایید اولیاء حقیقی مذهبی

است نه علی شریعنی که صبح روز عاشورا و گاه جوشش شعائر

حسینی اندر کوچه و خیابان ملت را روی صندلی های حسینیه 

ارشاد نشانده حرف پس از شهادت می زند.

استاد عباس کیارستمی عزیز انشاء الله با صاحب اسمت محشورباشی

#روشنفکر-عرفی

سینه زنی به سبک ایلان ماسک!؟

اگر ایلان ماسک باشی و ذیل علم دونالد ترامپ سینه بزنی

و شعائر جمهوری خواهان آمریکا را پاس داری روشنفکران 

لائیک نهایت نقدشان تشابه دادن ظاهری کار تو با سلام 

هیتلر خواهد بود و قماش مذهبی بر سیاق سابق  وکلا این 

را هم ذیل تئوری نخ نمای توطئه جا خواهند داد

ولی بچه شیعه در محرم چون چنان کند همگی نامبردگان 

زبان شان دراز گردد بر سطحی و لغو بودن ذاتی افعال مذکور!!

بله ماسک دونالد و هر چه از این دست زائیده جهانی هستند 

که گوهر عرف را کناری نهاد و با عنوان های دهان پر کن 

مارکسیسم کاپیتالیسم ایدئولوژی اسلامی و... به دنبال علاج 

دردهای جوامع بشری رفت .

تیغ دادن در کف زنگی مست

به که آید علم ناکس را به دست

#روشنفکر-عرفی

زمستان است

مسوز اینچنین گرم در خود!!

می آیند علمک گازتان را قطع می کنند ها اکنون

#سروش-صحت

#روشنفکر-عرفی


راسخ

در نهضت مشروطیت ایران شیخ فضل الله نوری چهره بحث بر انگیزی است!؟

او ابتدا همراه نفس جنبش است امادر دامنه شخصیت اش توسط غرب زدگان 

صرف مجاله شد و طبعا میزان لج نامبرده را نیز چنان افزود که تن اش از 

فراز دار آویزان گشت.

به انقلاب اسلامی هم آقای محمد نوری زاد حالت کم وبیش مشابهی دارد!؟

مقام عالی رتبه امنیتی مملکت در کش مکش های درون سازمانی و باندی 

صرف آبلمبو گشت و در راستا قرار از کف وی جوری رفت که حرمت مولای 

متقیان علی (ع) را هم حین حرف زدن نگاه نمی داشت.

حال هرچند  دست بالا و راست حاکمیت نیز طیف اکثریت اپوزسیون این دو 

را حلوا حلوا کرده روی سر جا دهند اما حقیقت از افول روشنفکری عرفی

فرای بحث ملی مذهبی نزد آنها خبر می دهد.

مرحوم آیت الله پسندیده هم  یک شخصیتی بود که از بستگان نزدیکش

چه در مشروطه و چه انقلاب 57ش راهبر و مرشد گشتند.  اما چون آدم بسیار 

پخته و به معنی واقعی کلمه رند تشریف داشت  در هر دو حالت فاصله خویش 

 نگاه داشته موضع منتقد خود را ترک نکرد و  از قضا هرگز هم به جریانات

افراطی ملی نما یا مذهبی رخ اجازه نداد شخصیت یا وجود او را ترور کنند.

#المومن-کلجبل-الراسخ

از خبط های اللهیاری

مذهبی سنتی بودن دو وجه کاملا متضاد دارد!؟ و هر چند در زبان

اکثر مردم ما هنگام گفتن زندگی نامه به یک کلیشه مرسومی

بدل شده که:در خانواده ای مذهبی و سنتی به دنیا آمدم (من 

باب ایجاد حس ترحم در طرف مقابل و آبکشی عملی جانماز...)

ولی مادر زادی هم اگر در این جرگه بوده باشی به  مقابل دوگانه 

وحشتناک و لاجرم جاداری و بس.

مذهبی سنتی سابق  روشنفکری عرفی  و بعد از آن.

قبل منور الفکری  حقیقی اش می شود یکی مثل شیخ حسن اللهیاری

 که روزی هم دست آخر عبا عمامه انداخته با کنت و کرواتی صرف در

 قاب رسانه علم  گردد.

اما مذهبی سنتی بعد روشنفکری یعنی مصدق کبیر و آن سه یار 

دبستانی شاگردش(طالقانی بازرگان سحابی) و...(رضوان الله علیهم).

به تجربه از بهر حقیر ثابت شده که قشر بسته و ایدئولوژیک حاکمیت

فعلی  جهت فشل کردن و آبرو بری از این طیف مذهبی سنتی که البته 

عوام بودن عملی روی شاخ شان است به حربه پول و دادن وجوهات

 شرعی در صورت طلبه بودن  دست می ازند.یعنی مدتی طرف را نمک-

 گیر کرده و بعد از چند صباح با قطع یاری و حتی آبرو بری او  را در 

وضعیت سختی چنان قرار می دهند(پاشنه آشیل در روند مالی  شبکه 

اهل بیت(علیهم السلام)  اللهیاری دقیقا هم ایشان بودند) که عملا 

مجبور به محمل بافی و دادن ارور (بروز علنی نقطه ضعفها بصورت 

ملموس و گسترده)شود و حقیقتا تیشه به ریشه خودش زند.ولی هیچ 

مذهبی سنتی روشنفکر درطول تاریخ به چنین دام یا مشابه اش  هرگز 

نیفتاده است چنانکه مثل سلیمان صرد خزاعی (ره)گرفتار شد

#مختار-ثقفی

چه زیبا گفت!؟

ساعاتی قبل حمله دوم اسرائیل که هر دو طرف متخاصم

نیز نسبت به وقوع اش اقرار داشتند یعنی همزمان با 

خبر کشته شدن یحیی السنوار رهبر حمس توسط صهاینه

دکتر صادق زیبا کلام (حفظه الله) در مصاحبه با صدای امریکا

صریح از چنته و چپ پر حاکمیت تهران درمقابل سران تل آویو

سخن گفته و بدون هیچ گوشه وکنایه آن را چون سیاق هماره

و ضدایدئولوژیک اش به باد نقد و نیش خند نگرفت!؟

ایشان در قامت یک روشنفکر عرفی  قبل از افتادن علنی 

حاکمیت جمهوری اسلامی ایران روی دنده ساخت بمب-

 اتمی یا موشک هایی که به قلب خاک اروپا نیز می رسند

این تذکر را داد اما لیبرال دموکراسی غربی سرمست از استیلای

صهیونیسم بین الملل بر کلام و کنش اش نادیده  گرفت

و در نتیجه جبهه پر زور جدیدی در کنار چین کره شمالی و

روسیه ضد ایشان گشوده گشت...

یادش بخیر مهندس مهدی بازرگان(رحمت الله علیه)تذکرات

مشابهی را سالها قبل به مثل برژنسکی وزیرخارجه وقت 

ایالات متحده امریکا موقع موش دوانی  مخفی عناصر وابسته

به شوروی سابق در ایران داده بود اما...

#روشنفکر-عرفی

صحنه خاص فیلم هامون

فیلم هامون اثر مرحوم سید داریوش مهرجویی حسب روایت مقاطع

مختلف و داستان های متعدد بصورت پیوسته آن هم گونه ای که بیننده

سر درگم نشود نمونه است اما در این میانه صحنه ای خاص عجیب 

خود نمایی می کند.

حمید هامون که در کودکی از خون می ترسید و موقع دیدن جراحت 

عزاداران حسینی در خانه شان فراری شده سمت  درویش سقاخانه

نشین(کنایه از قرائت عرفانی و صوفی گونه ازمذهب) متمایل می شد.

هر چند با چنان روندها وسرگذشتی به روشنفکر و فرهیخته ای بریده

از مذهب بدل کشته و حتی تظاهر به عدم خواندن نماز کرد شداید 

روزگار و اختلافات خانوادگی باهمسرش کار را بدان پایه رساند که در 

بیمارستان وقتی کسی برای امتحان دستگاه آزمایش  خون او که ویزیتور 

و فروشنده اش  هست راضی  نمی شود خود آستین بالا می زند.

این صحنه با زبانی بسیار زیبا و جامع کنش اغلب داعیه داران روشنفکری

به ایران از ایدئولوژیک تا لائیک را که حسب فاصله گرفتن از روایت عرفی با

مفاهیمی چون سنت های مذهبی آن هم بی خود و غیر ضرور در گیراند 

باز تاب می دهد و باز درصحنه ای دیگر با یادآوری کتاب زنده یاد داریوش-

شایگان این آدرس را دقیق و جوهری تر می دهد.روحش شاد مهرجویی

#داریوش-شایگان

#روشنفکر-عرفی

ذی زرع

نتوانستن و نخواستن مطالب جدایی است منتها بخشنده ای موفق 

گردد که بی منت آنچه عرضه کرده به چشم هدیه به آن بنگرد.

مثلا شاید برای شما هم اتفاق افتاده که نزری را پخش کنید و در 

بازگشت از آن محل با صحنه تلخ له شدن تعدادی از  آنچه با

زحمت برخود  به دست مردم رسانده بودید زیر دست و پا مواجه 

شوید یا معلمی که گرفتار شاگردی خنگ  حتی عنود شده است و...

در چنان حالی انسان معتقد به خدا او را جانشین همه نداشته ها

قرار داده می تواند خلع عاطفی و روانی حاصل را جبران کند. اما

بعض غیر مذهبی چه!؟ یا باید بریده از عرف جامعه به سمت نگاه 

لائیک کمونیستی و...فرو رفته و یک ایدئولوژی یا استراتژی را 

محور زیست خود مسلط بر روابط انسانی خرد قراردهد و یانه از این 

ور بام افتاده دیکتاتور وار قرائتی  از دین را جهت کوبیدن راحت این 

ناسپاسان به ظن خود استفاده ابزاری نماید و اصطلاحا میلیتاریزه کند

یا نه دراین میانه به خود سازی چنان عمیق رسیده باشد که 

سیر چشم و دل پاک از کنار عوارض روزگار و دلچرکینی های

لاجرم آن تنها رد شود و بر دست صاحب قصه (باورمند به 

متافیزیک) و انرژی ساری  هماره اندر طبیعت سپارد(غیر مذهبی)

رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ

آیه 37از سوره ابراهیم(ع)

#روشنفکر-عرفی

راز نماز!؟

کم سن  بی تجربه و سالمند بی حوصله است. این مسئله بطور

طبیعی شامل اکثریت جانداران از جمله بنی آدم نیز می شود.

منتها فرق انسان با بقیه مخلوقات دقیقا اینجا هست که او به

میانسالی با دست آزیدن به مفاهیم متافیزیکی مثل شعائر

و مناسک مذهبی حتی عشق به همسر و وطن(ناسیونالیسم)

و...می تواند تا حد زیادی خود را جوری تربیت کند تا سر پیری

دیگر شلخته یا بی حال نباشد.

مرحوم داریوش مهر جویی در فیلم هامون از زبان بازیگر 

اصلی که یک روشنفکر تعریف شده (زنده یاد خسرو شکیبایی)

در صحنه گفتگو با مادرش این مسئله را به کنایه پیش می کشد :

نماز و روزه ای که در کودکی به من یاد داده بودی چه سودی

برای  الان ام دارد!؟(نقل به مزمون)

اما حقیقت اش حمید هامون هم داریوش مهر جویی در طول حیات

گرفتار استرس و بی تابی هایی بودند که در حرکات و سکنات

غیر ضرور یا حتی بگویم بو دار سیاسی تجسم یافته ایشان را 

دچار چالش های عتیقه کرد تا آن که همینطور دستی دستی بر

روی عشق اش اسلحه کشید و اینکه دست آخر معلوم نشد 

دقیقا چه کسی  سلاخی اش کرده

#پناه-بر-خدا