حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)
حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)

ارس کوهی(سرو)

متریال و اصل جنس آن وقت بیرون می زند و بر منظر توجه

عام نشیند که عمدا از الوان بودن در افتاد.

آخر دانی که:عشق هایی کز پی رنگی بود.عشق نبود عاقبت

ننگی بود.(کنایه از عکس های سیاه وسفید زنده یاد کیارستمی

با موضع درخت)

اینگونه وقتی گیل گمش وجوداش اندر نیروانای موجود

یعنی به ساحت و صحنه درخت رسید پرده بر انداخت که ای 

حیات جان وجان افزای من...

پس راس بشکوه اش را اندر پای نستوه اش نادیده باز یافت و

چون تنه تنها جوهری  شد با قسم بر  ن و القلم وما یسطرون.

(اشاره به مبارزات فرهنگی وسبک کار هنری عباس کیارستمی)

وآری این سان پله پله باید رفت تا ملاقات خدا هرچند او نیز

کرم کرده گاهی به طور سیناء و الارض سرو شهید کربلا (ع)

خود نزول کند.

هان در دهن کجی به نفس قطع درخت از این زاویه نگاه اصل

بقاء وسیر الی الله را فریاد گراست الی یوم القیامه یانه نزدیکتر

فرج م ح م د (عج) انشاء الله

#عباس-کیارستمی

سرو شهید

آسمان با همه آبی ابر و مه باران برف بر سر زمینیان لاجرم می گذرد

و در این میان یگانه عنصری که به مصداق ترمز می تواند در فرود 

آمدن مائده ها و زمینی کردن ایشان را تضمین کند درخت است.

درخت برنده به بالاتر ها حسب قد کشیدن خود و آورنده خبر و نعم

از فرازها است و اینگونه باشد که حتی پس از مرگ روح فرد شقی و

ضعیف در کسب مکارم اخلاق به دوره زیست  که حال توان عروج ندارد

با پرسه زدن حول آن باری هنوز و حتی بی تن دراقامه شعائری 

مشغول است باشد که چشمه فیض خدای و خدایگان ها(چهاره-

معصوم(علیهم السلام))را حسب بالا کشیدن خود از این برزخ خاکی

فراهم آورد و باری این زیارت درخت که مکرر شد شب جمعه ای

هم می کشد انشاء الله تا جوار سرو سهی به غاضریه و قلم عف

هست که باورداریم با کف العباس(ع)می پوشاند هر آنچه بد کرده 

و خطا را.

ببیند  این نماد و المان با شکوه درخت  که ریشه عمیق در مذاهب

فیض محور دارد چگونه به  آثار مثل عباس کیارستمی و هوشنگ-

ابتهاج جوهری طرح می شود.هیچ کدام از آنها اهل لباده کشی

مذهبی نبودند و از خواستگاه روشنفکری عرفی برآمده اما

و مگر جز این است که مذهب هم اگر واقعیت دارد باید منطبق

بر پله اول عرف باشد. بله آثار شجره محور این هر دو انسان را

به زیارتی عمیق و بی پیرایه می برد از آن سرو شهیدسلام الله علیه

#ثار-الله

تاریخ به روایت سریال تاسیان!؟

در چهار قسمت اولیه فقط چند ثانیه چهره روشنفکر ان عرفی

مثل زنده یاد عباس کیارستمی شادروان دکتر کریم سنجابی 

و...در سریال تاسیان عیان گردد 

و بعد آن به هزار و یک بهانه مستقیم و غیر اش سخن از

علی شریعتی (روشنفکر مذهبی) پیش کشیده شود.

بله این سیمای بی بزک و بوی بد کمپوت گوهی است که 

امثال آن کچل موفرفری (کنایه از روشنفکر مذهبی)

جهت جامعه ما به به اش گفته و تبلیغ می کردند البته

قبل از باز شدن درش در1357ش.

این همه در حالی است که حساسیت های نظارتی نسبت

به تولید و تهیه آثار سمعی بصری هم از قضا صرفا بر 

روی همین مجموعه بخاطر نوع پوشش زنان رقص و...

متمرکز گردیده است و لاغیر...

بله چه زیبا و دقیق فرمود آسید محمود طالقانی(ره):

می ترسم روزی برسد که غارت بیت المال و فقر

فلاکت عادی شود و موضوع حساس جامعه دو تار

موی زن بشود که زیر روسری است یا بیرون...

#چپول

سینه زنی به سبک ایلان ماسک!؟

اگر ایلان ماسک باشی و ذیل علم دونالد ترامپ سینه بزنی

و شعائر جمهوری خواهان آمریکا را پاس داری روشنفکران 

لائیک نهایت نقدشان تشابه دادن ظاهری کار تو با سلام 

هیتلر خواهد بود و قماش مذهبی بر سیاق سابق  وکلا این 

را هم ذیل تئوری نخ نمای توطئه جا خواهند داد

ولی بچه شیعه در محرم چون چنان کند همگی نامبردگان 

زبان شان دراز گردد بر سطحی و لغو بودن ذاتی افعال مذکور!!

بله ماسک دونالد و هر چه از این دست زائیده جهانی هستند 

که گوهر عرف را کناری نهاد و با عنوان های دهان پر کن 

مارکسیسم کاپیتالیسم ایدئولوژی اسلامی و... به دنبال علاج 

دردهای جوامع بشری رفت .

تیغ دادن در کف زنگی مست

به که آید علم ناکس را به دست

#روشنفکر-عرفی

ممدعلی

کسی که مشهور به زدن دست رد بر سینه زنده یاد محمد علی فردین

جهت بازگشت به سینما بعد از انقلاب57ش شد خود اینک بانی ساخت

فیلم هایی شده که جدای صحنه های جنسی بزرگسال به پایین کشیدن

شلوار و لخت کردن خرد سالان هم  دست می آزد. البته ذیل سایه روند

فیلمنامه و....

محسن مخملباف و محمد علی فردین دو نقطه مقابل هم هستند!؟

فردین روحش شاد هیچوقت تندرو نبود نه سلطنت طلب شاخصی 

شناخته شد نه به ضد انقلاب مشهوری بدل گشت چون فرا و ورای 

همه این کف های روی آب سیاسی دلباخته جدی و فرزند با اصالت

عرف جامعه و فضای عمومی آن حساب می شد دلیل گل کردن و

افتادن اسم اش برسر زبان ها نمود بیرونی همین روحیه به امثال 

فیلم گنج قارون هست نه تیپ عالی یا کشتی گیر بودن و...

بر عکس مخملباف با بی توجهی به همین زمینه فردین ساز بی مایه 

فطیری را می ماند که هرچند و بی تعارف ساخته هایش از باسیکل-

ران دیروز تا پر زدنت حال دغدغه های غلیظ روشنفکری را دارد اما

نتوانسته همچون شادروان عباس کیارستمی استاد ناصر تقوایی و...

در لایه های عمیق تری طرح اش کرده گاهی از ذیل تیغ سانسورش

رهاند چیزی که این دو بواسطه اتکاء برعرف واجدش گشتند آن هم

با فورجه مورد توجه قرار گرفتن های فرا ملی و جهانی.چون عرف ملتی

درکمال تعجب بهر بیگانگان اش با آن هم شایان توجه است حتی بیش

از مذاهب.

#عباس-کیارستمی

#ناصر-تقوایی

مسکن هولاکویی!؟

روشنفکر با اسلوب عرفی در هریک از شاخه های علوم انسانی از فلسفه

و منطق گرفته تا روانشناسی جامعه شناسی و... بیش از آنکه خالق جواب 

مسائل با الویت پیرامونی یا بقول علمای شیعی مستحدثه باشد

پرسش های صحیحی را طرح می کند تا در سایه نعمت آن میزان 

استرس و دگر انحرافات افراد  که نمی گذارد به گوهر حقیقت 

دست پیدا کنند کاسته گردد.

برخی کسان با یک کاسه نمودن شیوه انگیزشی استاد پرفسور فرهنگ-

هولاکویی با امثال دکتر انوشه و...پیش آمده اند!!! در حالی که چنین 

قیاسی مع الفارق است.

ازیاد نبریم هولاکویی قبل انقلاب اسلامی57ش استاد عالی در دانشکده

علوم اجتماعی تهران بوده. لذا پایین کشیدن او در حد شیوه تحریک کننده 

امثال علی شریعتی و آل احمد آن هم درعین عدم مبتلاشدنش  به ویروس

ایدئولوژی جفای حقیقی است.

منتها جنس و بستری که فرهنگ هولاکویی بدان می پردازد یعنی روانکاوی

حسب اصول اخلاق و انسانی سبب می شودبعد وارد کردن اصطلاحا شوک

خود آگاهی بخشنده ابتدائی به طرف مخاطب چند قدمی نیز از در نصیحت

او سپری کند.

چیزی که روشنفکران عرفی دیگر بارز چون داریوش شایگان یا عباس-

کیارستمی نیازی بدان نمی دیدند.یعنی ساختار فلسفه یا هنر هفتم 

و عکاسی کشش اش را نداشت مگربه شرط افتادن بر وضعیت مشابه 

هنرمندان ایدئولوژیک درشوروی و...

#ایگو(به تلفظ انگلیسی)

پیر پرحاشیه!؟

وقتی فرح پهلوی شاه بانوی ایران حساب می شد هم زنده

یاد عباس کیارستمی اندازه نگاه داشته ودر مقابل اش 

چنان تعظیم و کوچک انگاری خود نمی کرد که حتی بعض

از روحانیون شیعی آن دوره.

اگر مشکل بسیارانی سیاسی نفس ملاقات کیومرث پور احمد 

با فرح پهلوی است حال چه مستحق تقدیس اش دادند و چه

حتی مرگ.

من این ذلیل شدن یک هنرمند در مقابل فردی به هر رو و

عملا فراری از مملکت اش را نمی فهم

همین آقای پور احمد به سند فیلم پخش شده اش در قبرستان

اصفهان محل مزار مادر مرحومه اش  بی بی  قصه های مجید

را مدتها سر نزده از یاد برده بود ودرمقابل چه برنامه ریزی ها

وتمهیدات بکار رفته که دوراز چشم مخبرهای حکومت جمهوری-

اسلامی ایران اینها به هم رسند ایضا دل وگلوه بگیرند.

بله لقب پیر پر حاشیه(عمو پنجعلی پایتخت)راشاید اهل اپوزسیون

نثار یکی مثل آیت الله احمد جنتی کنند یا طرفداران نظام برای

شاه بانو  فرح پهلوی اش دانند.

اما حقیقتا جهت فردی مثل پور احمد زشت بود.

شاید او اگر همین یک درس را از رفاقت با نازنین مردی مثل 

کیارستمی می گرفت به نفع دنیا وآخرتش تمام می شد.

#حکیم-عباس-کیارستمی

تیر داد

گاه تولد آدم ها وروز پایان ومرگ شان ارتباط نانوشته ومتا فیزیکی

دارد که با تجربه و رویت نمونه های مشابه می توان به عمق این

مسئله پی برد .مثلا  جالب است بدانید که: متولدین اسفند ماه اندر

شهریور احتمال فوت و از دنیا رفتنشان زیاد است. هرچند اصل کلی 

معلق بودن  اجل جای بحث نداشته وهمه این حرفها نسبی است.

دراین میان فردی که زاده ومرحوم یک ماه مشخص باشد در نوع 

خویش انسان ویژه وخاصی است!؟

فرضا استاد فقید محمد رضا شجریان که به مهر و ابتدای پاییز آمد 

ورفت هم البته آقای عباس کیارستمی که متولد ومتوفی تیر ماه اند.

واقعا هم تشابه های زیست کیارستمی با تیر از چله کمال رها شده 

بیشمار است.چقدر دقیق ظریف والبته چراغ خاموش سراغ سوژه 

مورد نظرش می رفت وتازه پس از اتمام کار که نشستن به هدف

بر همگان مشخص وعیان می گشت یادگار مانایی از خود باقی می نهاد.

درتمام آثار کیارستمی چیزی مثل درخت در نقطه مرکزی سبیل 

تیر اندازی او جاخوش کرده وباز سخن گفتن اش پوست کنده وبس

خلاصه است چنانکه در سایه مواضع او بعنوان روشنفکر و کارگردان 

هرگز نمی توان نظری من باب عقاید در پس پرده و عمدا مخفی شده 

مذهبی وی زد.به سان تیری که از بس سریع می گذرد حس درجه 

حرارت یا حدس جنس آن و...موقع هجوم سرسام آور سمت هدف

توسط ناظر ثالث و در مجاورت اش محال هست و...روحش شاد

کیا رستمی

از میانه روترین چهره رژیم پهلوی خانم فرح دیبا تا

تندروترین عنصر عهد جمهوری اسلامی شیخ صادق-

خلخالی را به پرسوناژ وآلت فیلم های خود بدل کرد!؟

وهیچ فرقی نداشت چون خلخالی در مستند قضیه 

شکل اول ...طرف جلو دوربین باشد یا مانند فرح در 

پس آن حامی عملی ساخت آثارش بواسطه کانون 

پرورش فکری کودکان ونوجوانان.

کیارستمی جوهرین انسانیت به خرج می داد ودراین 

میانه همه حتی اهل سیاست را از آن چشمه فیاض اش

شامل می کرد اما عکس او وسه یار دبستانی(طالقانی

بازرگان وسحابی) یا داریوش شایگان کمتر کسی از منور -

الفکرهای معاصربه این وجه قصه توجه کافی نمودند و

البته هزینه آن را اکثرا باجان ومال خود پرداختند...

عباس کیارستمی خوب می دانست که اومانیسم حقیقی

تنهاداعیه انسانیت اصیل بی هر شیله وپیله را دارد

و با مجسمه های عریان تن آدمی در چهار گوشه قاره 

سبز آن رافقط به تظاهرات ظاهری  و دهن پرکن ولی پوچ

نوع غربی  کشانده است

اما قسم ناب اش و یاور همیشه مومن آن که او باشد با

چشم عف  و ترحم برجمله خلق جهان می نگریست 

از یکی  مرد بانی آهنگ های  سنتی  تا خود زن مدرنیته

غربی .روحش شاد.اللهم احشر هو مع العباس(ع)

#روشنفکر-عرفی

عباس کیارستمی و دوربین دیجیتال عکاسی

زنده یاد استاد عباس کیارستمی از بهر امرار معاش نقاشی هم می کرد

تاریخ و برهه زندگی اش مخصوصا عهد جوانی هم ناخواسته او را سمت

شاعری سوق می داد چه اسطوره های چون مهدی اخوان ثالث و جبران 

خلیل جبران را معاصر داشت.البته مرادم از شعر گفتن الزاما کلنجار 

رفتن با عروض و ریتم  بندی کلمات نیست که شاعران نو سرا مثل

احمد شاملو فاقدش هستند.کیارستمی در تمام آثار سینمایی خود

و به قالب آن حد وافری از ایهام و خلاقیت مرسوم سخن سرایان 

و شیوا دهنان داراست .اصلا و به همین خاطر سکوی پرتابش به 

سینما کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قبل انقلاب 57بود.

یعنی آنجا که روشنفکران اصیل و کمتر تحت تاثیر مکتب چپ و

راست جهانی ذیل سایه خانم فرح پهلوی مجال جولان یافتند چیزی

که ساواک پرویز ثابتی اندر هر بستر فرهنگی دیگر مانع می شد 

یا چون حرکت علی شریعتی به سود جویی ابزاری از آن و در کنترل 

گرفتن اش  تمایل داشت.

دوربین آنالوگ فیلمبرداری هرگز مانع جدی در مقابل روح شاعرانه

آثار کیارستمی نبود. اما وقتی می خواست تجربه های خود از نقاشی

را به مدد دوربین آنالوگ عکاسی بروز دهد دچار چالش جدی می شد.

چون روزنه و آینه های تقسیم نور از سوژه دیدن چشمی و عدسی 

جدا هستند و به زبان ساده میان رویت عکاس و ثبت شده نگاتیو 

از موضوع  تفاوت هایی وجود داشت. خاصه اگر او دنبال جزئیات 

مفهوی در کادر مورد نظر بود.

ولی کیارستمی شانس آورد و در اواخر عمرش دوربین عکاسی 

دیجیتال را تجربه نموده دست یافت و اگر دقت کنید اکثر کارهای

خاص و تحسین برانگیز او در این قالب از جنبه وسعت و تنوع حداقل

مربوط به همین ایام است.رحمت الله علیه