تقریبا مقارن هم وبا فاصله پنج روزه واقع شد!؟ مرگ یحیی السنوار و
فقدان عبدالله گولن
باز هر چند گفتن این حرفها مثل شریان جبهه پایداری را گرخیده تر
خواهد کرد اما حقیقت دارد که:میراث سنوار شاید در عرض تاریخ
باشد اما یادگاران گولن طول آن را به بر می گیرد.
گولن دست روی دردی گذاشت که اردوغان اندر امتداد ریتم عثمانی
جماعت اخوان الشیاطین مصر و...به جان پیکره جهان اسلام انداخته
و آنها را به وحدتی سطحی وصرف می خواند بی درک و توجه بر حقیقت
تفاوت های عینی که لازمه هر نفس کشی است بهر امتداد حیات
از مادی گرفته تا حتی معنوی من باب تبلیغ و معرفی.
#شهید-شیخ-حسن-شحاته
یعنی خیال می کنید باید به این فرو تنانه متذکر شوم:نخور
(حاکمان جمهوری اسلامی ایران)
و آن را را سرشکسته خطاب کنم :نزن(نخست وزیر اسرائیل)
تا مشترکا و هریکی به زبان ملاحظات و ایدئولوژی خودشان گویند:
به تو چه تربچه...
نه دادش!؟
باقالی(کنایه از رعیت و شهروند عادی)هم برای خودش خدایی
دارد و از قضا چون خیلی ترد و شکننده تشریف نموده دل باغبان
را به رحم آورد
یا حسین بن روح نوبختی که سلام خدا و صالحان از جمله اکمل
و اکبر ایشان عجل الله فرج الشریف بر جنابت باد. عرض حاجت
این سگ پا شکسته را محضر ارباب ام تقدیم نما تا که شر
عوارض غیبت اش بطور عام و اف سی وپنج های و...صهاینه را
خاص ازسر موالیان و متوجهان آن جناب خود آگاه تا حتی غیر
الساعه دور دارد البته بر تبصره دلخواه اش چه:
به فدای چشم مستت شکند اگر سبویی
#محمد-المهدی-حی
گاهی وقت ها که کلاف زندگی رودستمان می ماند و احساس بیچارگی
به پیشواز افسردگی ضمنی اش هم می فرستد با خود می گوییم :
کاش دگمه بازگشت به تنظیمات کارخانه درمورد حیات خودم هم
امکان داشت اما صد حیف و با این خیالات تو گویی شعله های آن
فسردگی که قبلا گفتم علو می گیرد و فزون تراز قبل می شود.
اینجاست که لاجرم به اختتام تلخ مرگ رهنمون می شویم وآه از
نهاد بر می آریم که :دارم پیر می شوم.
ولی راه چاره چیست!؟خیلی که روی این مقطع ووضع دقیق شوی
شاید باور مندی به تفکیک جسم و روح و اصلا اعتقاد به متافیزیک
کمک کننده افتد.هر چند کارل مارکس افیون توده اش داند...
من یک تنی دارم که جنگ هرمون جنس کرومزوم و...اش روبه
فنا می برد و هرگز قابل مقایسه با بچگی هایم نیستم
اما روحی هم دراین میانه هست که خیلی سهل وممکن ترمی باشد
تا با آن دوران ابتدائی حیات تقارن مجدد یابد.
بچه ها از زندگی حالشان با هر سرنوشت و برنامه کلی لذت ممتد
می برند:مثلا اگر به بزرگسال بگویید: برو یک پاک کن مداد بخر
صرفا به کارایی موردی اش فکرمی کند امابچه از عطر و طرح
آن هم نسیب برده بر انرژی مثبت وجود خود می افزاید.
بچه ها خیلی هم آب بازی را دوست دارند!آخر می دانید چرا!؟
چون عالم سیالات ضد حالت رکودی است که افسردگی می زاید...
امام علی(ع):هر وقت دلتنگ شدی به آب روان نگاه کن
آری آری زندگی زیباست
#شادمان
معرف و سبب آشنایی بنده بازنده یاد استاد محمد رضا شجریان
مرحوم دکتر ناصر میناچی نخستین وزیرارشاد بعدانقلاب بودند.
خوب یادم هست که بار اولی که استاد رادیدم به محض سلام
همین حرف پیش کشیده شد : آقای میناچی پیغام رساند و...
جناب شجریان گل از گلش شکفت . درود و ذکر خیر نثار
مدیر وقت حسینیه ارشاد کرد .ولی یکی از همراهان زیر لب و
کینه جویانه خطاب به من می گفت:پسره عوضی خودشیرین
دروغ میگه و...
فوری چهره ام از این تناقض رایج سرخ گشت و ایشان با دیدن
چنان وضع و استماع صدای یارو که از آشنایان اش بود
درسی دادم که تا آخرین نفس هرگز ازیادم نرود.
فرمود:هیچوقت زمان را صرف مسائل بی اهمیت نکن .مقابل ام
نوجوانی هموطن و مذهب ایستاده پس احترام اش واجب باشد
مقارن و رفیق تو یقین جناب میناچی هست لذا بقیه به درک
فرصتی که ما صرف ارزان ها می کنیم در قیامت گران حساب خواند
کرد
یا رب مباد که گدا معتبر شود...
#خواننده-بی شخصیت
نتوانستن و نخواستن مطالب جدایی است منتها بخشنده ای موفق
گردد که بی منت آنچه عرضه کرده به چشم هدیه به آن بنگرد.
مثلا شاید برای شما هم اتفاق افتاده که نزری را پخش کنید و در
بازگشت از آن محل با صحنه تلخ له شدن تعدادی از آنچه با
زحمت برخود به دست مردم رسانده بودید زیر دست و پا مواجه
شوید یا معلمی که گرفتار شاگردی خنگ حتی عنود شده است و...
در چنان حالی انسان معتقد به خدا او را جانشین همه نداشته ها
قرار داده می تواند خلع عاطفی و روانی حاصل را جبران کند. اما
بعض غیر مذهبی چه!؟ یا باید بریده از عرف جامعه به سمت نگاه
لائیک کمونیستی و...فرو رفته و یک ایدئولوژی یا استراتژی را
محور زیست خود مسلط بر روابط انسانی خرد قراردهد و یانه از این
ور بام افتاده دیکتاتور وار قرائتی از دین را جهت کوبیدن راحت این
ناسپاسان به ظن خود استفاده ابزاری نماید و اصطلاحا میلیتاریزه کند
یا نه دراین میانه به خود سازی چنان عمیق رسیده باشد که
سیر چشم و دل پاک از کنار عوارض روزگار و دلچرکینی های
لاجرم آن تنها رد شود و بر دست صاحب قصه (باورمند به
متافیزیک) و انرژی ساری هماره اندر طبیعت سپارد(غیر مذهبی)
رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ
آیه 37از سوره ابراهیم(ع)
#روشنفکر-عرفی
گلاب اگر به قمصرش مقام جوهری گرفت...ز غنچه های سر به مهر یقین که او لبی گرفت
تفضل خجستگان شد از کرم چنان ثمین..که بهترین رایحه بدان سیاق همی گرفت
چه می توان شمردنش چو رتل سروری گرفت...ولی به عشق مبتلا صنم فزون ولی گرفت
الا مقام ذوجلال به وقت و موسوم حرم...تنش بشست بدان و خود لطافتی وسیع گرفت
بخوان ز شرح اشتیاق شراره چون دمی گرفت...هوای وصل ناگهان به سوختن شبی گرفت
(سروده طلبه سعید حریری اصل16ربیع الثانی1446)
#پسرکم
وقتی یک آخوندی که اوج کارش عضویت مقطعی در مجلس خبرگان
حاکمیتی مدعی اسلام آن هم در عصرغیبت امام عصر(عج)هست
مقصد قرب الهی راچنان واضح وبه عینه مشاهده می کند که راضی
به قربانی کردن نصف خلق کره الارض درپای مسلخ چنان منظوری
است چه دارم بگویم جز این فاش که حقیر به باورها ونوع فهم
او از آیین و متافیزیک کافرم .چه چنین موضع حقیقتا نادری را هر
چه عنوان گذاریم هرگز برپایه اعتماد به نفس نفیس یا نص کلام
الله و اولیاء مسلم چهارده گانه اش(علیهم السلام) نیست.
#لعنت-به-اخون-الشیاطین
هم یحیی السنوار شهید است و باز له کردن زیر پای پرچم اسرائیل نه!؟
(اشاره به مدعای دکتر صادق زیبا کلام درباره شهید خواندن یحیی السنوار
به شامگاه 28 مهر1402ش در صدای امریکا و پا نگذاشتن همزمان روی
بیرق اسرائیل دوره استادی علوم سیاسی دانشگاه تهران)
این چنین موضع گیری هایی در نگاه بسته ایدئولوژیک از جناح راست
قدرت تا حتی داعیه داران مجاهدین خلق و ایضا سلطنت طلبان عین
شالاتان بودن و دودره بازی است اما:
شهید یک معنی مذهبی دارد که جز شیعه خاص آل الله(علیهم السلام)
را شامل نمی گردد ولی اندر عرف مسئله فرق کرده حتی ارنستو چگوارا
در کوبا یا بیژن جزنی اندر ایران را که غیر مذهبی بودند حسب ظلم
وارده برآنها و دفاع از آرمان هایی حق طلبانه می شود که شهید خواند
باز علم اسرائیل جدای پرچم رژیم صهیونیستی غاصب فلسطین
حامل ستاره داودی است که داخل درمبحث طلسمات اند .لذا آتش
زدن یا هر اهانتی دیگر سبب بخت برگشتی و گرفتاری مجری گردد.
لذا وقتی از این زاویه نگاه کنید خوب درک خواهید کرد : عاقل
جریان کیست و آنها که او را حسب همین پارادوکس های ظاهری
ملامت می کنند جمیعا مشکل از خودشان است.
#ما-چگونه-ما-شدیم!؟
به نظر شما قبرلاکچری و خوب چه شکلی است!؟حالا اینکه
واسه خودم می خواهم تا کپه مرگ ام رابگذارم یا سفارش
کس دیگر است بماند. اصولا مزارخوب متری وجبی و...هرجور
که حساب می کنید طبق قانون مزنده دلار و سکه امامی چند!؟
هان!؟باید بروم طرف های امام زاده صالح(ع)یا قطعه نزدیک
ایستگاه مترو بهشت زهراء(س) اصلا لواسان و...
شاید هم بگویید!؟آخه وقتی قراره نباشم خوب به درک که
کجا چالم می کنند اصلا همان بهتر که نعش ام بسوزانند و...
ولی نه انصافا قبری خوبه که حداقل یک مقبره و سایه بانی
داشته باشد. حتی نه از بهر من گور به گورشده حداقل
محض رفاه زنده هایی که جهت خواندن من یقراء الفاتحه
آمده اند یا نه ولو زول زدن به حقیقت آخرین منزل هستی
این است ...(کنایه از نگاه غیر مذهبی)
راستی می شود سایه اش از درخت باشد!؟نمی دانی چقدر
عارفانه می شود. بقول ابن عربی:شجر خواهر آدمی زاده است.
یک بادی بزند بهار چند قطره شبنم دم صبح تابستان میوه
بس رسیده پاییز اما برگ زرد و زمستان خود برف یخ زده و
چسبیده را به برکت اش برای سنگ مدفن نثار دارد.
وای سایه سبز گفتم!؟ممکن است ازدرخت همیشه بهار
افتد وآنقدر راحتی وبی خیال بودن به من فلک بیرون داده
ببخشد که اصلا تا خود قیام قیامت یادم برود که ریق رحمت
را سر کشیدم السلام الی اهل لا اله الی الله
فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لاَ مَعَ غَیْرِکُمْ
#مجاور
یک عمر صحنه را آتش کشیده بودی با دلبریات درست!؟
اما این آخری یعنی ظاهر شدنت در جوکر تایم آن هم با
تخفیف رقصیدن به چرخیدن دیگر چه صیغه ای بود!!!
نکند واقعا :ای بهار ای آسمون فردا می روم به خونمون
(تهران)... واقعیت داشته باشد!؟
امانه داداش ارمنی من.بقول خودت گاماس گاماس
اینجا صحنه آدمی را به آتش می کشد! طوری که حتی
در قبرهم طبق فرمایش حضرت حافظ دود از کفن ات برآید
ای ابلیس! به همان شهر فرشتگان بمان (لس آنجلس)
ولو با قیمت سجده بریکی چون جمشید بارانی(صاحب
کاباره تهران)و...چون اینجا مجبورت می کنند دستی -
دستی باخود خدا کل کل کنی یعنی خسر الدنیا والاخره
هر چیزی اورژینال اش خوبه نه فیک و چینی
#پاکسیما(شاعر ترانه های اندی)
نوشته بودی:می خواهی بیشتر آشنا شویم...بسیار خوب!؟
قصه من دقیقا از زیر پل فردیس شروع شد!؟یعنی همان جایی که خودم
را نوجوانی باز یافتم در متن دهه70ش.ای !روزگار بدی نبود. تلوزیون
شیرین کاری های سید محمد حسینی را نشان می داد البته ذیل نظر
همکار ناظر و رادیو هم به مدد خدا بیامرز منوچهر نوذری گاه گاهی محل
توجه. این وسط ها هم اگرناپرهیزی می کردی کاست دهاتی شادمهر و
استادیوم آزادی با گوشه چشمی به نیمکت استقلال(ناصر حجازی)
من اما واکنده از مختصات محیط ام دلبسته آرمان هایی بودم در
کهنه کتاب فروشی ها و جزوء بی نام و بدنشان علی شریعتی و...
(چاپ قبل 60 وبدون سانسور)
می جستم اش.غافل از اینکه بزرگ مخاطب آشنایم و دلیل خود سازی
محرک بازگشت نیز همسفر نیایش و...همین رفقای اطراف و بچه
محل هایمان بودند آنهایی که یکی شان دست برقضا روح الله داداشی
قویترین مرد ایران نام داشت و آن دیگری علیرضا ملا سلطانی کم سن
ترینی که گل دار رفت.
حیف همه را گذاشته گذشتیم و حال تنها گاهی که به بهشت سکینه
سر می زنم با سنگ قبرها ی سبز شده جلو چشم داغ دلم را تازه می کنند
#مهر-شهر
مکان طرف را کوبیده اند و اطرافیان اش مرده خود نیز آش ولاش
روی مبل افتاده بود اما تیز هوشانه و در آن سکانس آخر با روی
بسته به چفیه و تکه چوبی که حواله پره های پهباد کرد لابد نیت
از کار انداختن اش داشته و یادآور اولین صحنه ای می شود که دراین
پنجاه ساله هر آن آزاده انسانی از فلسطینی جماعت به ذهن دارد.
هرچند ماهواره ها ی بند اپوزسیون او را اخ(بد) و رسانه ملی ذیل
جناح راست قدرت لبو (شیرین) جلوه اش دهند اما یحیی السنوار
ملغمه ای از همه اینها است.
اصلا غیر معصومی که در کارگاه هستی روی کرسی ریاست
می نشیند و به تند باد سوانح ایام بیش از بقیه ناس در افتد را
نمی شود آسان قضاوت کرد.
شاید اگر چند درصد تدبیر او به ماجرای 7اکتبر گونه دیگری
بود مثلا گروگان های بیشتری بدون خون ریزی می گرفت
یا تسلیحات نیروهایش در خاک اسرائیل و موقع عقب نشینی
جای رها شدن بهر عملیات های ضد صهیونیستی بعدی مخفی
می شد و... این سرنوشت نهایی سنوار نبود...
#عوارض-عصر-غیبت