غالبا نسل موسوم به z در جامعه امروز ایران را گونه ای گریز
از هنجارهای تعریف شده عرفی مذهبی دیده و تبلیغ می کنند.
چنین پنداری توسط گرایشات ایدئولوژیک از با داعیه مذهبی
گرفته تا غیر و کمونیستی بشدت داغ و تقویت می گردد.
اما و از سر نگاه بایسته به بالا بلند تاریخ آنها هم چون پیش
و پسینیان خود زیر مجموعه گذار تعریف شده و نهایتا به
حلقه واصل بر آیندگان بعد خویش بدل خواهند گشت.
این جدا افتادگی شان هم از حافظه تاریخی ایرانی و در انداختن
طرحی نو البته با الگو برداری غلیظ از فرهنگ نمای غربی
یکجایی لابد سرش به سنگ لحد خواهد خورد و دوباره
نهضت بازگشت به خویشتنی راه خواهد افتاد. منتها و
احتمالا حاصل از تجربه های همین دوره زیستی باز تمایل
چندانی به مکتب وفلسفه چپی نشان نخواهند داد.
اصلا آشنایی دو ملت ایران و امریکا فرای بحث های سیاسی
بعنوان کهن و نوین ترین تمدنهای بشری موجب تبادل
عمیق و درک وسیعی شده که اثر خویش در دراز مدت
روی جمیع ایشان و طبعا اکثریت بشریت می گذارد.
نیز صد حیف که عمق این مسئله توسط سوی امریکایی
قصه در جریان کودتا ضد دولت ملی مصدق کبیر(ره)
نادیده گرفته شدو سبب طولانی گشتن این دوره زایمان
تاریخی و تبلور نسلی و فرهنگی گشت که خوب های سنت
ومدرنیته را یکجا به چنته دارد.
#احمد-آباد-مستوفی
ایران زمین یک حوزه تمدنی وصی دارای اقوام مذاهب ونحل گوناگون
است که در خاورمیانه که نه کل جهان امروز می تواند که حرف اول
رابزند.
ایرانیان حسب افزایش حافظه تاریخی چنان با مفهوم مدارا و احترام
به دگر اندیش رعایت کننده اصول انسانی در هم تنیده اند که
چنین زیستی جزء لاینفک مرام ایشان گشته و برهه های خاص
مانند نهضت سربداران خراسان در بوجود آمدن چنان حالتی بس
مهم بوده اند.
در کمال تاسف تاریخ معاصر فریاد می زند که عنایت به چنان حقیقتی
و تلاش در جهت احیاء اش که به گفتگویی وسیع وراهبردی بین
سه قوم کرد آذری و پارس بعنوان فرزندان اصیل آریایی فرجام یابد
تنها در اواخر حکومت محمد رضا پهلوی حسب ایدئولوژی ملی گرایانه
والبته خاص وپر ضعف اش ایضا در مقطع اوایل انقلاب اسلامی57ش
توسط زنده یاد آیت الله سید محمود طالقانی صرفا پیگیری شد و
در کمال تاسف اختلافات داخلی فرزندان ایران زمین سبب شده
که امروز شرق این مام وطن یعنی مزار شریف افغانستان ذیل
سلطه طلبان تروریست باشد وغرب آن یعنی شهرهای کوبانی و
منبج سوریه توسط مشتی تروریست بکری دیگر(تحریرالشام)
تهدید گردد.
هشتاد درصد مردم زیر خط فقرند...سرگشنه رو بالش می زارند
سنار سه شای پول سیاه از تو بانک بدبختیها
با قسم و آیه در می آرند
کاش خونمون دو تا کوچه بالاتر از ایستگاه فقر بودش
امام علی(ع):چون نداری از در آمد ایمان ز پنجره گریزد...
(زمانی این سروده رها شایان میان ترانه های پاپ فارسی گم
بود اما حالا در عین مهاجرت شاعرش جوهر حرف ملتی شده)
#ایران-من
یعنی خیال می کنید باید به این فرو تنانه متذکر شوم:نخور
(حاکمان جمهوری اسلامی ایران)
و آن را را سرشکسته خطاب کنم :نزن(نخست وزیر اسرائیل)
تا مشترکا و هریکی به زبان ملاحظات و ایدئولوژی خودشان گویند:
به تو چه تربچه...
نه دادش!؟
باقالی(کنایه از رعیت و شهروند عادی)هم برای خودش خدایی
دارد و از قضا چون خیلی ترد و شکننده تشریف نموده دل باغبان
را به رحم آورد
یا حسین بن روح نوبختی که سلام خدا و صالحان از جمله اکمل
و اکبر ایشان عجل الله فرج الشریف بر جنابت باد. عرض حاجت
این سگ پا شکسته را محضر ارباب ام تقدیم نما تا که شر
عوارض غیبت اش بطور عام و اف سی وپنج های و...صهاینه را
خاص ازسر موالیان و متوجهان آن جناب خود آگاه تا حتی غیر
الساعه دور دارد البته بر تبصره دلخواه اش چه:
به فدای چشم مستت شکند اگر سبویی
#محمد-المهدی-حی
بافت های سنتی همچنان دایر غالبا ازعهد سلجوقی وبیشتر صفوی
درایران به دو علت پابرجامانده اند.
یاهمچون کاروان های شاه عباسی کاملا دوراز دسترس عموم اند
مگراینکه گذر کسی به بیابان خدا و مسیر فرعی غیر آزاد راهی
بخورد.
یا نه کاملا برعکس!؟ عین بازارهای سنتی تبریز شهر ری و...حسب
همجواری حرم امام زادگان(علیهم السلام)یا چند مسجد وحسینیه
مداوم فعال وطبعا درحال تعمیرو نگهداری ریز و اما پی درپی اند.
اما آثار باستانی مشهور که مانند این دوقسم نه دربیراه ها ونه
سر گذر جا خوش کرده اند بصورت متناوب والبته محدود بازدید
کنندگانی دارد که هرکدام ازقدم هایشان که سبب فرسایش
سطح زمین شود تاخود یادگاری های که بردرودیوار می نویسند
آن محل راسمت نابودی می برند که تنها بابودجه های دولتی
می توان درمقابل اش در آمد.
القصه :سایه فرهنگ شیعی که در زیارت آشنا (تکیه و بازار)و
نوازش غریبه(کاروانسرا) حسب زنده بودن همچنان اش در
قرن های متمادی تا معاصر مخصوصا آل بویه به شکل تئوری
و تجسمی عهد صفوی درجامعه ایران تقویت شده نشانه هایش
نیز پابرجاتر ماند ازگزند روزگاران
#ایران-ما
در نبردهای قدیمی یعنی دوره اسب و شمشیر وجود منجنیق و...
سپاه و طرف ضعیف به داخل قلعه پناه می برد و باری اگر فشار
دشمن تا آنجا بالا می گرفت که مثلا برج و باروی اش در هم
کوبیده شده یا با سلحشوری عنصر مقابل حتی خیانت خودی ها
دروازه اش گشوده می گشت بعنوان واپسین حربه جنگی
و در راه مقابله با افتادن غنیمت بدست متخاصم همه اسباب
وسایل اضافی و غیرکاربردی را عمدا آتش می زدند. ولی با
این همه جنگجویان غالب پیاده و حتی سوار از روی آن شعله ها
پریده کار را یکسره نموده و به فتح دست می آزیدند.
در چهارشنبه سوری نیز نیروی ضعیف شده سال جاری که
به قلعه اسفند ماه پناهنده شده به چنین شبی که فردایش
مطابق باورهای مذهبی درایران باستان و ایضا شیعه گری
چهارشنبه و نحس ترین بخش هفته می باشد آخرین راهکار
بقاء خودرا بروز داده و ایرانی جماعت با پریدن ازفراز آتش
طالب بهروزی و اوقات سعید آینده زیست خود می شود
آتل ماتیل چهارشنبه بختیم آجیل چهارشنبه
(وقت پرش وجهش است چهارشنبه و باید که خوشی گشود)
#یزگرد-سوم-ساسانی
در سنگلاخ حادثه ها و عبور چرخ
ما داغدار زلزله های مداوم ایم
دیگر ملامت ازسر پرشور کم کنید
با صبر پیش رانده هماره مقاوم ایم
سروده طلبه سعیدحریری اصل.محرم1445ق
#حکمتانه
نوشته بود:تو یکی خفه و ساکت ! که می خواهی هرچه ولو ایستگاه
شادمان دراین مملکت است به عزا خانه تبدیل کنی...
اصلا می دانی چقدرازملت افسردگی گرفتند و مشکل عصبی دارند حالا
حی برچسب بزن: شعائر حسینی حی الی العزاء و...
الهی به حق همان حسین مظلوم حلوای خودت را بخوریم و راحت بشویم.
ماکه از دست امثال توجوانی نکردیم حداقل این آخر عمری نفسی بکشیم.
آن خدا بیامرز(محمدرضاشاه)که رفت بچه بودیم اما الان هم هیچ گوهی
نیستم دیگه...
عرض شد:مترو شادمان پنج راه ورودی بیشترندارد
یا اینکه پای پیاده واردش شدی پس عوامی و با تو حرفی ندارم
یانه اندر نواب و دانشگاه شریف(خط دو) نیزهم دکترحبیب الله و توحید
(خط چهار)به سمت این جایگاه نزول اجلال کرده اید :
شادی که تو می گویی بی تعارف و توهین خرکیفی است که درحسرت همه
نداشته ها اسکول فرض شدن مالیدن بسیاران و نیز کردن خشک و خالی
چنان اش تهی و هیچکس گردی که پیش همه شان به عربی رقصیدن
رضایت دهی من باب دهن کجی به من نوعی که سب همه گرفتاری هایت
شناخته ای و فی مابین بسیاری همرنگ غیرهمدل تنها گناهم این است
نیک و باز فهمیده ام:
شادی با مسما زاده غمی هست مربا که نه از بهر بقال سرکوچه بلکه
کسی اقامه می گردد که بقول زیارت جامعه کبیره:
طاطا کل شریفا به شرفکم
از دیرباز تاریخ ایران زمین و عهد داریوش شاه هخامنشی تا دوره عباس کبیرصفوی(ص)
نادر افشار جناب کریم خان زند و برهه محمد مصدق که روحش شاد تمسک بر مولفه ای به
نام شعائر و مدد گیری از تمثیل گرایی در بطن حوادث سیاسی جهت پیشبرد آرمان ملی
رایج بوده است.شعائر در وجه مذهبی صرف نیز از دیر باز آل بویه بعنوان یکی از سلسه های
حکومتی شیعه مذهب و حتی قبلتر اندر روایات وارده صحیح از امام الرئوف حضرت ثامن(ع)
جا خوش نموده و البته نیک ابزاری است بی هر پرتی و زائده که در پیشبرد اهداف دستگاه
امام حسین(ع)عمل می کند.تخت جمشید میدان امام اصفهان و اصلا نوع آموزه سیاسی
محمدمصدق موازنه منفی از فهم صحیح و درک جنبه آموزشی درعین حال کاربردی شعائر
برخواسته است.
اما چه گویم از امروز که تحت تاثیر مفهوم ایدئولوژی بعنوان محصول پندار چپگرای جهانی
کار به جایی رسیده که با نام دین به ستون خمیه آن یعنی شعائر همه ور شده فروع فردی
حسین(ع) را چنان چاق می کنند که او را بعنوان شهید نماز جار می زنند!؟درحالی که بقول
آیت الله سیدرضا صدر(ره) تقلیل نهضت اسلامی ناب شیعی که در ابعاد و سایز انسانی
عرضه شده به حد صرف عقیدتی جفای بلاشک در حق فاضل در دانه ای چون جعفربن-
محمد(ع) اجداد و ابناءطاهرین ایشان(علیهم السلام) است
آقایان با شبنامه نویسی و بولتن فرض نمودن در ودیوار سفارت بریتانیا درتهران پیش
می آیند درحالی که طرف مقابل ایشان مجسمه دخترمعترض را به تیر رس و مقابل در
کنسولگری ایران بر اروپا می نهد...این یعنی اروپا هم به سیاست آغشته برشعائر ر و
آورده آن وقت جمهوری اسلامی با متم مذهب رسمی شیعه در قانون خود به همت
جناح راستش بری از آن در صددگشودن عقده های اجتماعی و سیاسی با شعار های
ایدئولوژیک است
دخترم ببخش من مصلوب را که اختیار دست خود را ندارد
چه رسدبه یاری واجب تو.
دراین عصرغیبت به هرطرف که متمرکزمی شوم و به
سنت ابراهیمی دیالیکتیک اندرموضع استماع سخن
هر نحله که می نشینم جز وحشتم نمی افزاید و عمق
درک چنان حقیقت ام بالا نمی رود که چرا بعد ازظهر
عاشور آن زیباترین روح پرستنده(ع) به اهل حرم
فرمود:و علیکن بلفرار
چه قراری وقتی حال هم با وجود او که کاری کارستان
می تواندبکندخود ملقب به فرید طریداست...(عج)
فقط جان بابا این اشک ها که می ریزی و شاید برگونه
من هم واضح بیابی چون که یارای پاک کردنش دیگر
ندارم نثار غم نان و مابقی شداید دنیا نکن.
چنین دری را فقط به نیت فراق ثارالله(ع) ببخش
شاید و باید که خدا به حرمت حضرتش رحمی به
ما هم کند همچون صاحب زیارت ناحیه مقدسه
که هر روز و شب اش به چنین منوال می گذرد.
اَلسَّلامُ عَلَى الدِّماءِ السَّائِلاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْأَعْضاءِ الْمُقَطَّعاتِ
با آرزوی برداشته شدن هم و غم از دل اهل ایران و شیعیان مولای
موحدان امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیزایجاد اسباب راحت
ایشان در عین تفاوت سلایق حال به هر طریق مدنی و مشروع در متن
وقایع تلخ سیاسی مهر1401ش به عین حفظ تمامیت ارضی کشور
دخیلک یا مولانا علی بن ابیطالب(علیه السلام)
ماه تابان دو عالم علی است...بعد شمس نبوی او ولی است
نور احمد می دهد با انعکاس...برفروزد هر که را مشتری است
بنده رب و خدای دلبری است...مست ازلی از جام سرمدی است
دست حق بهر خلایق مددی...ناجی دین لقب اش حیدری است
دخیلم یا ساقی ای کننده درخیبر...
سروده شیخ سعیدحریری اصل