حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)
حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)

این نه آن قادری است!؟

از جمله خاطرات شیرینم در زندگی هم قدمی چند صد متری بود تا حسینیه-

 ارشاد حدود بیست سال قبل و با دکتر حاتم قادری.

منتها تا حالا که این متن را می نویسم چنین تجربه ای مجددا تکرارم نشده.

آن زمان ها آقای قادری را رند روزگار می فهمیدم!؟

یعنی روشنفکری که جدا اندیشه بلند بیانی چنان چند ضلعی و در آمیخته 

به فرهنگ عرفی جامعه داشت که راحت از میدان موانع رد می شد  و اما 

منظورش را البته ذیل سایه فضای دوم خردادی آن مقطع می رساند.

ولی حاتم قادری امروز برای بنده نه قابل درک است و نه قابل اغماض!؟

اینکه درمقابل مثل قیس قریشی نشسته چون آیت الله علی خامنه ای را

عملا نیت خوانی کنیم که چه فهمی از فلسفه ظهور در قول و عمل دارد. یانه

مفهوم ولایت فقیه را با چندین شعبه و روایت مختلف که از مسائل اختلافی

بین علما امامیه است بر سر جفا یک کاسه کرده سبب نزدیک شدن احتمال

حمله اسرائیل و خرابی وضع اجتماعی ایران شماریم دیگر رنگ و بوی 

متانت و بی تعارف زبلی سابق قادری که می شناختم ندارد.

ایشان بعد از جریان مهسا امینی این مدل جدید شده و بی پروا بیان می دارد.

اما متاسفانه از یاد برده : پوست بسیاری از میوه ها هم پر از ویتامین هستند

و چیزی را که می شود با شستن به دندان مری و معده فرستاد لازم نیست 

چاقو کشیدن اش و باری اگر چنین کنی لابد هم آب خنک زندان درانتظارت.

ایضا فراتر از مکافات های دنیایی شاید یک یا چند درصد هم فکر من نوعی 

با آنچه درواقع تحقق یافته فرق داشته باشد و مخمصه آخرتم بیافریند.

پس به سکوت گذاشتن وگذشتن اش روآ تر است که حق با مولاناعلی(ع)

#ناصر-تقوایی

مسکن هولاکویی!؟

روشنفکر با اسلوب عرفی در هریک از شاخه های علوم انسانی از فلسفه

و منطق گرفته تا روانشناسی جامعه شناسی و... بیش از آنکه خالق جواب 

مسائل با الویت پیرامونی یا بقول علمای شیعی مستحدثه باشد

پرسش های صحیحی را طرح می کند تا در سایه نعمت آن میزان 

استرس و دگر انحرافات افراد  که نمی گذارد به گوهر حقیقت 

دست پیدا کنند کاسته گردد.

برخی کسان با یک کاسه نمودن شیوه انگیزشی استاد پرفسور فرهنگ-

هولاکویی با امثال دکتر انوشه و...پیش آمده اند!!! در حالی که چنین 

قیاسی مع الفارق است.

ازیاد نبریم هولاکویی قبل انقلاب اسلامی57ش استاد عالی در دانشکده

علوم اجتماعی تهران بوده. لذا پایین کشیدن او در حد شیوه تحریک کننده 

امثال علی شریعتی و آل احمد آن هم درعین عدم مبتلاشدنش  به ویروس

ایدئولوژی جفای حقیقی است.

منتها جنس و بستری که فرهنگ هولاکویی بدان می پردازد یعنی روانکاوی

حسب اصول اخلاق و انسانی سبب می شودبعد وارد کردن اصطلاحا شوک

خود آگاهی بخشنده ابتدائی به طرف مخاطب چند قدمی نیز از در نصیحت

او سپری کند.

چیزی که روشنفکران عرفی دیگر بارز چون داریوش شایگان یا عباس-

کیارستمی نیازی بدان نمی دیدند.یعنی ساختار فلسفه یا هنر هفتم 

و عکاسی کشش اش را نداشت مگربه شرط افتادن بر وضعیت مشابه 

هنرمندان ایدئولوژیک درشوروی و...

#ایگو(به تلفظ انگلیسی)

پسر جان!؟

پسر جان!؟(کنایه از تکیه کلام پدر جان علی حسین قاضی زاده به مناظره مهر1399ش

در خطاب با دکتر صادق زیبا کلام)

وقتی استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه تهران را به حسب یاد آوری المان های مثبت

خیزش57ش انگ  رده گذشته  نسل قبل می بندی و سر مست از عوام فریبی حاصل

پیش می تازی ایضا نکته اتکاء نظام سیاسی احتمالا بعدی در ایران  را نخبگان در بند و

دگراندیش غیر ملتزم به نظام فعلی مملکت می پسندی پاک از یاد برده ای که: انقلاب

57ش با اطمینان به نهاد دیرینه خوش نام و شهره پاک دستی مرجعیت شیعی به 

چنین فرجامی انجامیده که شب و روز از ضعف هایش به مدد بعض رسانه های

 اپوزسیون دم می زنی یعنی از قضا و درعمل نان دانی تو و فلسفه وجودیت را درجنبه

اجتماعی تشکیل داده...دیگر چه رسد به اینکه فردا روزی بعنوان محور حرکت 

دل به لحاف چهل تکه ای ببندیم که بعض از درشت های زیر مجموعه اش با درخواست

بروکالت عام ملت عملا هوس تاج و تخت پدری کرده اند

#زیبا-جان(استاد دکتر صادق زیبا کلام(حفظه الله)

کافه نادری

مرحومه نیکا شاه کرمی بعد فوت پدرش مستقل از مابقی خانواده

در شهر تهران زندگی و به کافه خانه گذر کار می کرد

مرحوم مهرشاد شهیدی که سر آشپز رستوران بودو...

اگر دقت کنید از صدر مشروطه و عهد پهلوی اول با رواج امثال 

 گراند هتل تا خود کافه نادری دوره محمد رضا شاه

اینگونه محافل خواستگاه اصلی روشنفکران و  جنبش های 

اجتماعی است.

خوب فرد بالغ در آنجا اگر  تحت تاثیر دیگران یا درجه بندی 

عقل خودش مرامی  را در پیش گرفته و حتی در راه تحقق 

آرمان های آن کشته شود جای بحث نیست.

ولی نوجوان چه!؟

وقتی والدین حسب اختلاف یا سطح آگاهی خود سبب فعالیت

بچه شان در چنان جاهایی که محتاج روابط عمومی بالا ایضا 

رابطه یافتن ضمنی  با مشتریانی است هر کدام دارای آگاهی -

های نسبی از مسائل اجتماعی سیاسی  عملا فرزند خویش را در

یک اصطکاک فکری شدید وا گذاشته اند. چیزی که بی پناهی و 

دم دست ضابطان و عناصر امنیتی بودن گاه داغ و اکتیو شدن

فضای اجتماعی به  جریان های مانند گرانی بنزین98ش یا فقد

مشکوک مهسا در 1401ش تنها نوک قله یخ آن است.

#نوجوان

نشان آدمیت

آقای حسن اللهیاری نه اولین ونه الزاما آخرین نمونه وضعیتی 

که زیر پوست متشرعین وجامعه مذهبی سنتی جریان دارد نیست!؟

سنت و مدرنیته در یک تقابل مدام ولاجرم هستند منتها چه 

آن مذهبی که از پشت عینک تشیع بنابر سلایق دوره صفوی می نگرد

وچه آن دیگری که راه مدرنیته درپیش گرفته وشیعه گری اش

هم از چنانی  حدیقف خورده وشکل ذهنی گیرد عملا وعلنا هردو 

قافیه راباخته اند.

فیض گرایی ایشان وشریعتمداری اینها هرگز دو مفهوم مقابل هم 

نیست واگر از این زاویه به موضوع نگاه کنید تقسیم هایی همچون

شیعه انگلیسی و عمامه یزیدی که ایشان به آن دیگری نسبت دهند 

کلی گویی هایی ناشیانه بیش نیست.

اللهیاری اگر حقیقتا مرد میدان بودو  به بلوغ فکری رسیده چنانکه 

درمورد جامه های گوناگون رسول خدا(ص)وپوشش های متفاوت اش

بهر احوالات متفاوت در زندگی داد سخن می داد من باب توجیه ترک

عبا وعمامه ایضا چسبیدن به کنت وکروات.این همه راباهم ومدام

به کار می بست تا کور شود هرآنکه نتواند دیدچه:نه همین لباس 

زیبا است نشان آدمیت

#روشنفکر-عرفی

وجوه طالقانی

شادروان آیت الله سید محمود اعلائی طالقانی فرد بی نهایت عمیقی

بود و همین غور درمسائل و مباحث بقول استاد محمود دولت آبادی

علت تنهایی اش نه تنها به میان جماعت روحانیون شیعه از معدود

ایدئولوژیک تا اکثریت سنتی می شد بلکه و حتی منور الفکران را

نیز به بر می گرفت.

طالقانی را هرچند درسال های نخستین بعد از فقدش حسب جو

زمانه به روشنفکران مذهبی و نواندیشان دینی نسبت می دادند 

اما همچنانکه یار دبستانی او زنده یاد مهندس مهدی بازرگان به

واپسین سال های حیات شریف اش پیله مذکور شکسته  در 

آثار و سخنرانی هایی مانند بعثت پر رنگ مشخص کرد فرای برادر

عزیز نهضت آزادی یا پدر فکری سازمان مجاهدین خلق بودن  باید

 امتداد دهنده نسل روشنفکری عرفی دانست و معنا کرد.

چه وجه سنتی او که دلیل تحمل اش و به فراموشی عمدی نسپردن 

یاد و خاطره آن فقید سعید توسط دست بالای نهاد قدرت فعلی ایران

گشته چندان غلیظ نیست که پا روی اصول مسلم و والاتر انسانی گذارد

و درعین حال روشنفکری وی هم گرفتار بیماری لائیسیته یا انتلکتوئل

بودن نشدتا بدین بهانه به کلیت سنت ها و شعائر مذهبی چوب حراج

 زند.

بله همان طالقانی که درحوالی زادگاه خود روستای گلیرد مقابل تبدیل

شدن قبر جدش به امام زاده جدید تاسیس و بی دیده شدن کرامت

خاص را گرفت خود مداوم به زیارت امام زادگان تهران درتجریش یا

سید ناصرالدین(ع)به جوار لاله زار و مسجد هدایت که پیش نمازی 

آن را عهده دار بود می رفت.

او رحمت الله علیه گونه ای زیست که ذیل هیچ ایسم و نحله خاصی

نگنجید و اصلا تشیع را مذهب انسانیت قبل از اسلامیت معنا می کرد.

#پدر

وَ أَوْحَیْنا إِلی أُمِّ مُوسی

کلیشه وار امابه هزار ویک کنایه واندرز هرباره جدید بهر عاقلان قصه گفت:

رادیو همراه بفرمایید

و من به سان کسی که کنار دریا رسیده دیدم که باید تمام رخت و لباس ام

را بر کنم تا توانم که تنی به آب دم دستی  زنم البته با نیت پالایش

راستی مقابل ام  نبود جز بحر مواج علم ساینس و ملموس بشری یعنی آن قدری

که به امروز و دوره ما رسیده 

و باز اینجانب که بودم بی عبا و عمامه یا تو بگو کنت و کروات جز یک لنگ

بسته به عزم آبی پیش رو  و از ماسواء اش گسسته 

پس گفتم:دکتر جان نمی خواهم حرف مذهبی بزنم اما از روزی که فهمیدم

مادر موسی(ع)با آن عظمتی که در قرآن مخاطب وحی خوانده شده خطر کرد 

و بچه خویش به نیل مصداق توفیق اجباری و روند طبیعی پیرامونش سپرد 

یاد گرفتم آن آیینی که حساب اش حقیقتا پاک است چه نیازی دارد به اینکه

با ارجاع مدام به متا فیزیک دست روشنفکران عرفی را که مجال نفس کشیدن

او به  گوشه دیر و کنشت را عکس نوع لائیک باز گذاشته ببندد!؟

بیا برویم شنا !؟و اینکه نیت من غسل و مال تو ری لکس هست اگر صفا و انسانیتی

دراین میان باشد حقیقتا به ثانوی کسی مربوط نیست

هفت درویش درگلیمی بخسبند و دوپادشاه به اقلیمی نگنجند

#روشنفکر-عرفی

رقصی چنین

بعضی به ساز جهان می رقصند

و گروهی گیتی را با ریتم خود به

رقص در می آورند. اما در این 

میانه من همان آدم فارغ بالی

را دوست دارم که کار خودش 

را می کند !؟و حتی حرکات موزون

ناخواسته برآمده از فلان موسیقی

را در زندگی توان کنار زدن  دارد

بی آنکه آبی تکان بخورد اندر بود

و نبود چیزهایی که صد البته بسته 

به زمان و مکانش یعنی عرف تعریف 

شده بیش و پیش از آنکه در شریعت 

سخنی از حلال و حرام آن به میان آمده 

باشد. بله رقصی چنین میانه میدانم 

آرزوست

#زندگی-زیباست

عکاسی فرزند صالح روشنفکرعرفی

در هر کجای دنیا و موقعیت زندگی که باشی اندر میانه نقش

آفرینی خودت غالبا از یاد خواهی برد باید و نباید های زیست

متفاوت از آنچه نسیب تو شده است.

ولی از معدود پیشه های جهان که اموراتش با همین دقت 

در کادر جستن  لحظه مناسب ثبت و...می گذرد عکاسی 

است.

بقول زنده یاد مصطفی عقاد1 اگر در جمعی ناشناس واقع 

شدی می توانی به کسی که دوربین در دست دارد بیشتر

اعتماد کنی چون عکاس ها معمولا بخاطر بحث ثانوی پایشان

به قصه ات باز می شود حتی اگر مزدورباشند.

رقص نور آن هم در قاب ثابت اش از معدود امکان هایی 

که دادار گیتی به این پدیده داده و شاید از همین رو

است که در معرفی خود می گوید:ان الله نور سماوات 

والارض

یعنی آن چیزی که عکس مابقی از حقیقت مرگ بری است

و به اوج عدم نیز فرمانروایی می کند.

نور از یکی محدب که سبب تجلی بهترش می شود تا این

عدسی چشم یعنی وسیله دل نشین گشتن اش  در سفری

است با سرعت بی حتما تا شاید ما را به یاد آن یکتا اندازد.

#سیر-الی-الله

سو سو

زاویه و جهت نگاه ما اگریک مسئله است سو سو زدن سوژه هزار و یک

داستان جدا است.

اما این وسط سبب تغییر موضع بیننده هم می شود به امید واحد رویت

لاینقطع و البته مشاهده واضح تر

اینجوری تمام نقاط متفاوت بودن من نوعی در هوس تبلور بهتر محبوبم 

عین دانه های تسبیح با عنوان نخ طواف به هم می پیوندد.

حالا اما هفت دور و به عدد طبقات آسمان اگر با این دست زیارت اوج

گیرم تازه شاید بفهم که از آن بالا او که نقطه پرگار باشد گردا گرد 

خود را در گرما گرم نشان جستن من علامت گذاشته است.

آدمی اگر کار درست یک عمرسمت خدا و متا فیزیک را جسته و در آخر 

حیات  عملا به نشانی وی بدل می گردد.چنانکه افتخار عنوان  اش را نیز

به رب ودود خویش تسلیم می نماید و بس(ذلک من فضل ربی)

اما در مقابل مابقی نامحرمان و هرچه غیردوست و نه محفل رندان خرابات

باز نقش و تریپ همان نقطه را به دوش می کشد(روشنفکر عرفی)

شادروان فرهاد مهراد:

در حاشیه کتاب چون نقطه شک..... بیکار نیم  اگر چه در کار نیم

#سبیل-الله

روشنفکر استخوان دار

روشنفکر مذهبی ابتدائی ترین مسئله ای که در مقابل خود بیند

مفهوم خدا است.

انتلکتوئل اما با مورد خلق و خودش درگیراست.

اولی و در نهایت سازنده بروکراسی در روی زمین می شود که 

همه راه هایش به روم طبقه خاص مثلا روحانی می انجامد

و دومی چنانکه در لیبرال دموکراسی غرب شاهدیم با تعیین

مرزها و مفاهیم ویژه ولایتغیر چون هولوکاست عملا نوکر 

صهیونیسم بین الملل است و بس

در این میانه اما روشنفکر عرفی مسئله اول اش نه خدا و

یا خرما بلکه نفس هستی و درک نظامات آن است و درادامه

رب (خالق)ورب(گوجه فرنگی کنایه از دنیا) او به زیرمجموعه 

چنان برداشتی رخ می نماید.

من عرف نفسه فقد عرف ربه نیز کنایه و اشاره به همین راه

سوم هست که چون کودک درون خود را نکشته خردسالان 

وار با طرح سوال مکررش باز شناخته می شود.

باری  به نسبت انبان و آذوقه بیشتری که از هر دو وجه دیگر مفهوم 

روشنفکر داراست و  اشتباه اش از جنبه راه طی شده بشر کمتر است

دکتر داریوش شایگان روشنفکران مذهبی را خوب می شناخت و

لذا از خلال حرف های او چیز تراشه و آبداری  نسیب هوچی های این

جماعت ایدئلوژیک مذهبی نمی شود تا پیراهن عثمان کنند...

دکتر فرهنگ هولاکویی هم زیرو بم  انتلکتوئل جماعت را داند

و بازیست به متنی چنان  اما محیط و مسلط به نقاط ضعف وقوت آن

پندارهااست

این وسط مهندس مهدی بازرگان یا محمد رضا شجریان (رضوان-

الله علیهما)اما چون برهر دو وجه مشرف بودند گیرایی بیشتری یافته

و توانستند که با سواری گرفتن از سوانح ایام(آواز خوان گروه چاووش 

یا نخست وزیر دولت موقت)  برسر زبان ها افتاده جلو چشم ها باشند.

بازرگان:دین برای آبادکردن دنیای ما نیامده است

روشنفکران صدر اسلام2

السلام الی  سید البطحا وابن هوسید الکونیین

مقوله رسالت حسب مشیت الهی بردوقسم رسول باطنی وظاهری 

دربین قرون وابشار بشر تقسیم شده است.

فشار وایجادشدن محدودیت شدید از بهر پیغمبران ظاهری در

عین داعیه اخلاص وهمه چیزدانی مومنان البته بواسطه الله 

متعال و مقوله امامت که درپندار شیعی افضل برپیغمبری صرف 

است لاجرم فرد روشنفکر رابه استفاده از حربه عرف وخزیدن

ذیل جامه واستتار آن می کشد.

پیامبر واپسین درحجاز محمد بن عبدالله(ص)شریعت اسلام

راعرضه می نمود وعموی روشنفکرش که ازجنس عرفی بود

با پاسداشت سنتهای باز مانده دوران ابراهیم(ع)ومذهب

توحیدی حنفا عملا جا پای حرکت برادر زاده رابه گونه ای محکم

می کرد که هوچیان افراطی مشرک نتوانند باتحریک عوام 

حوادث وجنگ های چون احد راسبب شوند که بعد رحلت آن

مرد خدارخ داد.

لذا ایمان ابوطالب(ع) درمنظر روشنفکران صحیح وعرفی ثابت 

شده است وحتی سخن ازمقام پیغمبری ایشان نموده اند.

منتها پیروان مذهب عامه وحقیقتا سنت معاویه پسر ابوسفیان

چون تحت تعالیم وخط دهی کعب الاحبار درکانال روشنفکری 

مذهبی وگرفتار تارهای نامرئی صهیونیسم بین الملل وقتش

شده بودند وقیحانه به وی انگ کفر زده اند.

چنانکه بعدها با حکیمان دیگر مذهب حقه جعفری از ابوالقاسم

فردوسی تا حسن صباح شیخ الرئیس ابو علی سینا  و... هم 

چنین تا کرده وجه جهان شمول آنها را که هم امروز

هم سبب شهرت و مانایی ایشان است نادیده می گیریند

کفر جو منی گذاف وآسان نبود...محکمتر از ایمان من ایمان نبود

در دهر یکی چو من آن هم کافر.پس در همه دهر یک مسلمان نبود

#روشنفکر-عرفی