پس لرزه های مرگ روی سر اطرافیان میت هماره سنگینی
خواهد کرد و اگر قرابت عقلی و سنی مانده و رفته مثلا
همسران فرزند و والدین درمیان باشد فرصت کمی را در
اختیار نفردوم خواهد گذاشت از بهر زندگی مستقل او.
داغ عزیز دیده مدام در خیال اش سیرمی کند و چون
نمی تواند که وجود طرف رابه حال آورد خود در گذشته
مربوط به مرحوم سفر نموده مدام خاطرات ایشان را ذکر
کرده و یادگارهایش را رج می زند .حتی در این راستا
دست به کنکاش می آلاید هرچند فعل او دردید دیگران-
اش وسواس حساسیت و...لقب گیرد.
اما سنگ های غالبا سیاه و سفید قبرستان بیشتر از
آنکه بر جنازه زیرخود فشار آورند با هربار زیارت اهل
قبور مجموعه این ذهنیت های کاذب را شسته وطرف
زنده قصه لاجرم احساس سبکی از فشار مذکور می کند.
چون زیست درلحظه به وی تلقین گشته
اما مرقد مومن مثل سید عالم شهید و...
جدا از این بخشیدن واقع بینی ترس چنان شیرفهم
شدن آنی و افتادن دوزاری طرف را می گیرد و وحی سان
به قلب اش ندا می دهد که:
ما زبالاییم و بالا می رویم
#چهل-اختران
السَّلامُ عَلَى أَهْلِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ
ازشب پنجشنبه تا ظهر جمعه ایام آزادی ارواحی است که جدا از
اهل ایمان ناب شامل لغزش کاران نیزمی گردند. البته به شرط
نفی عداوت با آل الله(علیهم السلام)و عدم استمرار به گناهان.
لذا خدای متعال حسب حکمت خود ملک الموت(ع) را دقیقا در
همین حد فاصل زمانی به سراغ نیکان روزگار و نظرکردگان
حی خویش می فرستد تا عذاب کمتری را حسب جان کندن
متحمل گردند یا داخل حرم مسجد و حسینیه نفس کشیدن
آخرشان را قرارمی دهد که حالت مشابه آنچه بیان شد دارد
#المومن-کیس
گسستی ازبر و من بی گذشت می مانم
فقط برای تو تا که هست می خوانم
نشسته ای به دلم کی شود که برخیزی
همیشه با بلمم سمت قصد می رانم
خمار نرگس چشمت تو شاه و خاقانم
فدای طرز نگاهت که رفته سامانم
نمی شود به لبش گفت زحجر نالانم
به مویه های قرینش شبیه بارانم
فراغ تو هرچند سخت شد است اما
یقین به وصل می رسم ازنو به پایانم
شب اش سحری یا صلات ظهر انگار
دو چشم بسته و بازش انیس جانانم
سروده سعیدحریری اصل.تیر1402ش
این دست شایدگاه آخر برگردن یاری بودست وهم درمیانه جعد(مو)
زرافشاری یا نه پیاله(شراب)برمی داشته
وبشکنی ایضا می زد
نمی دانم ازبد و خوب اما فل حال که حتی توان کشیدن وجابه جا کردن
خود را هم دگر ندارد
راستی دراین سفرکه او پیش گرفته چه می توان بعنوان بار مسافر
برد؟ یانه قرارش براین مدار هست که لخت و پتی راهی شود تنها به
واسطه کفنی که تا دخمه و گور کش می آید و زان پس بندازبندی
می رمد که باید ولاجرم قرارشده جزاین اش والظاهر دیرترنپاید.
اما نه اندکی صبر!آن دستی که برسریتیمی کشند به نوازش و
روی خاک پای مسافری غریب با نیت غبارربوبی یا همان که ممتد و
مدام برسینه خورده و دل را به شوک وصرافت تکرار نام زیبای
ارباب (ع) انداخته ازاین قاعده کلا جدا است و چنان سبک بال که
تایران ملک عالم ربوبی و تا بالا نیز عنقای عرصه نیل فام برپهنا
(آسمان) جورنده متن آبی نفتی ژرفا مدام دولا (دریا) به گرد پایش
هم نمی رسند.
اللهم صل الی سیدتی وساداتی و انهم اربع عشرمحکماتی
#شعائر-حسینی
(تقدیم به برنادت سبیرو دختری که بانو(فاطیما(س)) را دید)
اگر تنها به اندازه سوراخ بند انگشتی فضای باز روی قبر باقی
ماند که میت تازه بدان دفن شده بوی فساد بسیار بد آن
فضای کل قبرستان را برمی دارد.
اصولا تجزیه بعنوان مرحله آخر و بلایی که مطابق علم فیزیک
و نسبیت مد نظراش سرآدمی می آید بی درمان ترین قسمت
ماجرا است. چه علم ساینس معاصرنهایت بردش تنها پژوهش
و معرفی چنددوای مفید ضد پیری از بهر جانداران است و نه
سالم نگاه داشتن جسد بیرون محیط ایزوله ای چون یخچال و...
داروهای گیاهی و شیمیایی درتقابل با مریضی هستند اما
آنچه درمان متافیزیکی تحت عنوان کلی شفا را متمایز می کند
در محوریت بحث باطل السحر نهفته.
قطع سیم کشی طلسم های منفی و پیچیده عالم تنها از دست
الماسی برمی آیدکه برنده ترین چیز گیتی هست وآن درشکل
اعظم خدا ورتبه دو م چهارده تن پاک(علیهم السلام)هستند .
وقتی جسد مومن پس از گذشت سالها درقبرسالم مانده
یعنی خداوندبه ما می فرماید:شاهدباش که با وجود رسیدن
وقت اجل من این بنده را از شفاء و درمان خود محروم نکردم!
پس در عین حادثه عظیم و یگانه دردناک مرگ چونان خوابی
آرام و سبک این همه را بهروی خلاصه و سهل نموده ام.
بله برنادت سبیرو تنها شفا یافته ای نیست که بانو(س) را
دید اگر پای درد دل پرستاران با سابقه اوژانس و آی سیو
اندر هرگوشه جهان بنشینید سخن از رویت دختری جوان و
نورانی در لحظه احیاء مریض به آستانه مرگ توسط وی است
#شهادت-مادرم-افسانه-نیست
السلام الی اهل لا اله الا الله
نبات و در شکل کامل درخت تنها موجود حی روی زمین است که نماد بارز معراج
و سیرالی الله می باشد از ریشه های دراعماق خاک و بهره برنده چشمه های
زیر زمینی تا آن نوک برگ های لرزان درمیان بادهای فوقانی پرازاکسیژن ناب.
ارواح مردگان اما اگراز اهل ایمان نبوده و توفیق عروج بعد از مرگ را نیافته
باشند اندر روی زمین حول منزل سابق و اسباب خویش هم البته قبریا محل
به قتل رسیدن شان پلاس وسرگردان هستند.
به چشم آدم های زنده آمدن ایشان هم بیشتر با نیت یادآوری لحظه کشته
شدن خود و خواهش از بهر گرفتن ومجازات عامل فقدان او از دنیا است.
لذا و مطابق نظر علمای راستین مذهب حقه جعفری چون مرحومان شیخ بهایی
نخودکی و...(صاحبان علوم خفیه) ایستادن درمقابل بادی که از میانه درختان
قبرستان گذشته و به تن فرد زنده می رسد مرگ آور وخطرناک است
چون مقداری از انرژی و خصائل روح مجرد(مرده) راهمراه می باشد...
برهمین منهج پنج روز واپسین سال که مقارن با وزش بادصبا و سبز شدن
گیاهان به طبیعت هست را در ایران باستان پنجه نامیده و باور داشتند :
ارواح به محل خانه و زندگی خود در آن سرمی زند و رویت ایشان به
خواب هم بیشتر و واضح از نظر بستگان هست.
تقدیم به هرآن والدینی که چون من اولاد از دست داده...
لیلای شهرخاموش...چشمان گشته مدهوش
رفتی و باز خواندی....یادم تو را فراموش
بی هر نوا و چاوش...صوت تو مانده برگوش
زنگی چنین ز عشق است...بر روزنم چو درپوش
پا را مکش غزل جوش...خم خانه ات همه نوش
هرشب مرا چنان دوش...بندی و جنس پاپوش