حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)
حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)

افتخارآفاق

تقدیم به روح بلند افتخارآفاق شادروان

محمدرضا شجریان(رحمت الله علیه)

دل به نگاه آرزو داده و زیر و رو شدم

هم به ره قدر کنون طالب پیش  او شدم

ساده نگرکه این نظربرده دوان دگر هزر

کشته وضع سابق و آب دوباره جو شدم

لب به  دهان  نهاد و من حافظ  گفتگو شدم

اشوه که راند قمزه اش فاقدآبرو شدم

رفت رمق زدستم  و داده ام اش دل اسیر

بندی خود نکن رها بسته تار مو  شدم

(سروده سعیدحریری اصل)

ایتام آل محمد(ص)

تابستان سال98ش حوالی ساعت یک  بعد از ظهر روزی داغ 

در میدان هفتاد و دو تن قم المقدسه با راننده اتوبوس سر کرایه

 چانه می زدم پنجره های ماشین باز بود و پسرنوجوانی مشغول 

خوردن یخ مک درست قائم و بالای سربنده تا اینکه آمدم داخل

آن ته ها جاگیرشدم ( کنارخوابگاه شاگرد شوفر)

دیدم اماسیدمعمم و میان سالی از ابتدای ردیف با ایما واشاره به من

می فهماندکه عمامه ات را نگاه کن!؟

راستش دیگرچیزی از سفیدی بدان نمانده بود و به مدد یخمک آب 

شده پرتقالی اش می زد.

اول خواستم بروم سراغ پدر بچه داد و بیدادکنم که این چیه تربیت

کردی اما ناگهان دیدم ابوی او یک پایش اش فلج هست و به زور

ساک مسافرتی شان را جابجا می کند.

با خودم گفتم:ای بابا پارچه این دستمال سر توهم که وال نیست

یک ملافه کهنه و نخ نما است.جوش چی رامی زنی؟ هر چه شسته

و کهنه ترشود کمتراز هم وا رفته بهتر هم هست پس و دست

آخربه جای خود برگشته لباس های طلبگی را کلا کندم و شدم

یک پاشخصی.تا اینکه رسیدیم به ترمینال جنوب تهران و از

پله های آن به سطح خیابان مشرفی که معمولا ابتدای اش جای

 بساط دستفروش ها و آخرش ایستگاه تاکسی خطی آزادی

تهران پارس باشد.چشمتان روز بد نبیندچند لات قمه کش کل

گذر را بند آورده بودند و در انتقام برخورد تندمامورنیروی 

انتظامی به چندساعت قبل با خودشان همان شیخ همسفرما

را خط انداخته نقش زمین کردند و بقیه مردم عادی ازجمله 

مرا ترسانده فراری دادند.دراین میانه پدرمعلول کودک 

مذکور عقب افتاد و ازترس اینکه بچه زیرماشین نرود دست

او را گرفتم.طفلی خیلی ترسیدیک جورعجیبی نگاهم می کرد

که قابل توصیف نیست.بی اختیار اما یاد جملات حضرت استاد

آیت الله علوی بروجردی(دامت برکاته)درباره ایتام آل محمد(ص)

افتادم.آره این جور اطفال  ذات پاکی دارند و شایسته گذشت

خطاها محبت اند وبس.

پس دستش را بوسیده بستنی برایش گرفتم تابابایش لنگان

 لنگان به ما برسد.

من مصلوب

دخترم ببخش من مصلوب را که اختیار دست خود را ندارد

چه رسدبه یاری واجب تو.

دراین عصرغیبت به هرطرف که متمرکزمی شوم و به

سنت ابراهیمی دیالیکتیک اندرموضع استماع سخن

هر نحله که می نشینم جز وحشتم نمی افزاید و عمق

درک چنان حقیقت ام بالا نمی رود که چرا بعد ازظهر

عاشور آن زیباترین روح پرستنده(ع) به اهل حرم 

فرمود:و علیکن بلفرار

چه قراری وقتی حال هم با وجود او که کاری کارستان

می تواندبکندخود ملقب به فرید طریداست...(عج)

فقط جان بابا این اشک ها که می ریزی و شاید برگونه

من هم واضح بیابی چون که یارای پاک کردنش دیگر

ندارم نثار غم نان و مابقی شداید دنیا نکن.

چنین دری را فقط به نیت فراق ثارالله(ع) ببخش

شاید و باید که خدا به حرمت حضرتش رحمی به

ما هم کند همچون صاحب زیارت ناحیه مقدسه

که هر روز و شب اش به چنین منوال می گذرد.

اَلسَّلامُ عَلَى الدِّماءِ السَّائِلاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْأَعْضاءِ الْمُقَطَّعاتِ

گل به خودی!؟

(تقدیم به هنرمند برنا آقای سروش صحت)

بله بنده گفتم : امثال ایران اینترنشنال نیز کانال کلمه و.. آلت

دست بن سلمان سعودی در چزاندن نفس ملیت ایرانی و مذهب

اکثریت شیعی هست .منتهادر جهان مخصوصا امروزعصر تکنولوژی

خدا اگر درد داده درمان هم غالبا به دسترس بشر نهاده .

مقابله با این فتنه نه بر نسخه ای که جناح راست حکومت بسته

و فشار به سیاسیون لندن و پالایشگاه آرامکوسعودی پیش می کشد 

ممکن است بلکه بدتر اسباب شانتاژ آنی طرف هم وسیله فشارهای

مقطعی حسب ضرورت ضد کل ایران ا زجمله نظام حاکم اش رافراهم 

می کند.

چاره اما تقویت رسانه های ملی و مذهبی مستقل به چهار چوب صرف 

قانون اساسی فراتر ازسلیقه گرایی و نگاه ایدئولوژیک به دین است

تا طبعا مخاطب مثل اینترنشنال کاهش یابد. کاری که مبادرت به

 آن مساوی کم رنگ شدن استیلای جناح راست بر این دست مراکز

فرهنگی خواهدشد. لذا و باز چون سنوات قبل حضرات مجبورشده-

 اند سرنا را ازسرگشادش بزنند تا با چنان حقیقتی روبرو  نشوند.

درست مثل کسی که پول و جرعت لازم جهت کشیدن دندان کرمو

خود را ندارد و درمقابل با خوردن شیرینی رژیمی و بدون قند سرو ته

 قصه را هم می آورد تا اعصاب و مینای آنها که درکام دارد تحریک نشود.

ازشراره تاستاره ها!؟

یا ضامن آهو مدد

چه چشم اصطلاحا شو رآدمی چه میل جن شر در ایجاد

ارتباط با نوع بشر که معمولا بر نیت تسخیرنهایی تن

او صورت می گیرد ابتدا با علائم فیزیکی از ناحیه

 نگاه مذکور روی سوژه تبلور می یابد و البته یکی

ازقرارگاه های اصلی شان به مور دعفریت گاه تنهایی

 آدم در حمام یا موال است و...

خوب این چشمک چگونه دفع می شود مگرتمرکز

زدایی از حاصل فعل فاعل بر روی مفعول قصه

یعنی دقیقا از همین رو باشد که دوای چشم شور

 سنگ نظر سیاه(گوزنظر) با نقطه های متعددسفید

و از علاج های جن زده دعای مخصوص بر پوست خال

خالی آهو است.

اگر کارچشم شور و جن بد را به شراره آسمانی تشبیه

 کنیم کنش متقابل و البته مناسب دقت درکل ستارگان

 آسمان بود تا اثر روانی سوء اولی راهضم کند و تعادل 

ذهنی به وجودآورد.ذکرخدا هم درهمین جهت باشد

چه او درجایگاه خالق کل هست.الا به ذکر الله تطمئن القلوب

دخیلک یامولا

با آرزوی برداشته شدن هم و غم از دل اهل ایران و شیعیان مولای

موحدان امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیزایجاد اسباب راحت

ایشان در عین تفاوت سلایق حال به هر طریق مدنی  و مشروع در متن

وقایع تلخ سیاسی  مهر1401ش به عین حفظ تمامیت ارضی کشور

دخیلک یا مولانا علی بن ابیطالب(علیه السلام)

ماه تابان دو عالم علی است...بعد شمس نبوی او ولی است

نور احمد می دهد با انعکاس...برفروزد هر که را مشتری است

بنده رب و خدای دلبری است...مست ازلی از جام سرمدی است

دست حق بهر خلایق مددی...ناجی دین لقب اش حیدری است

دخیلم یا ساقی ای کننده درخیبر...

سروده شیخ سعیدحریری اصل

حاج آقا من المومنین

آهای تویی که هر هفته خدا یادی از حاج آقا

عندالمومنین می کنی (فرشیدمنافی رادیو

فردا)سالی یک دفعه هم محض رضای هم

او ذکر خیری از من المومنین کن البته اگر

واقعا ریگی به کفش نداری...

(عندالمومنین یعنی کسی که موازی آنها است کنایه از

 منافق.من المومنین امابه جزء ایشان گویند)

امثال همفکران منافی به بهانه مخالفت باجمهوری

 اسلامی به خوداجازه می دهند نفس مذهب راهم 

ضمن مواضع خویش به مسخره بگیرند که ضد

اخلاق انسانی مجرداست

والاتبارمحمد

تقدیم به پیشگاه ختم المرسلین محمود احمد محمد(ص)

مصادف با17ربیع الاول1444ق.سروده سعیدحریری اصل

کامل شده چون دفتر انجم حسب نام محمد

ای لب بکش اش کل چه تبسم زده بر کام محمد

سائل منم  و او که غنی پیشه دهراست

حاتم به یقین خورده نان در قبل خان محمد

اغیار بر خیرند نجوم و فقط اش آل محمد

(حدیث منتسب به پیامبرنزدجماعت عمری:اصحابی کنجوم)

ورنه رمع نعثل و بوبکر نخوان یار محمد

زهرا دخ در دانه که خود مادر بابا است

سیبی ز جنان بود که خوردش دندان محمد

چشمه است یقین گفته الله  ولی جام محمد

جبریل بیاورد و همه ریخته در فال محمد

سلمان که شنیدی یکی مرد عجم بود

حالا بنگر گشته به اهل و در انساب محمد

حیدر پسرعم وی و نیست مگر جان محمد

چون یک تن واحد به دو بود مال محمد

دانی که اویس قرن اش حب چه می داشت

آن خال لب شاخص و صورت چون ماه محمد

شبربه شبرش اخ و هم هر دو ز اولاد محمد

(شبروشبراولی بافتحه دومی ضمه:حسنین(علیهم السلام)

میثم که به مقداد رسید از قبل کارمحمد

اللهم صل الی محمد وآل محمد

چهارده نورمقدس

تقدیم به نورهای طاق عرش قبل خلقت فرش:

نیستم طالب فیض غیر توان عبرات

چهارده امکده و کهف امان حضرات

عمر نوح اش اگراز دست قضا بازدهند

نکنم جز به فداشان همه این سنوات

در خرابات مغان نیست رهی بر ظفرات

گر نشان اش ندهد پیر مقام ثمرات

حالیا گوش کن ای سالک از ساعه شنو

نی ندانست مگر ضبط مقام نغمات

اسالک ان تدخلنی فی جمله العارفین بهم وبحقهم

(فرازی ازدعای جامعه کبیره)سروده سعیدحریری

ظفرات:جمع ظفروپیروزی

عبرات:قتیل العبرات لقب حضرت حسین شهید(ع)به معنی عبرت

پیرمغان:لقب مولای موحدان علی(ع)درشعرحافظ

نی:سازبادی مادر

اصل امتحان!؟

سال ها پیش (دهه70ش) فرزند فقید آیت الله سید محمد جواد علوی -

بروجردی(دامت برکاته) به حقیر گوش زد نمود:خوب دقت کن که

ابوی کی تو را امتحان می کند...!

راست اش مدت زیادی با این سخن درذهن خود دچار تنش بودم

 مخصوصا اینکه عمر گوینده دیگربه دنیا نبود و شخصیت بسیار پاک 

و مظلوم آن سید همیشه در قاب خاطراتم پر رنگ جا دارد

(رحمت الله علیه)

تا اینکه شبی  ازماه رمضان 97ش در میانه مجلس روضه ای که به بیت

شریف ایشان در قم المقدسه جریان داشت دیدم زیر چشمی به حقیر

دقت داشته و در پی این بودند تا حالت بکاء و غم را در چهره من جویا 

شود که هست یا نه....

طَأطَأَ کُلُّ شَریفٍ لِشَرَفِکَم (فرازی ازدعای جامعه کبیره)

#عالم-عامل

قطعه کودکان

تقدیم به هرآن والدینی که چون من اولاد از دست داده...

لیلای شهرخاموش...چشمان گشته مدهوش

رفتی و باز خواندی....یادم تو را فراموش

بی هر نوا و چاوش...صوت تو مانده برگوش

زنگی چنین ز عشق است...بر روزنم چو درپوش

پا را مکش غزل جوش...خم خانه ات همه نوش

هرشب مرا چنان دوش...بندی و جنس پاپوش

سروده شیخ سعیدحریری اصل.مهرگان1401ش
کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ

ایران جان

تقدیم به  ایران جان.سروده سعیدحریری اصل:

ذیل همین سرسر ا راجب ملک منی

پیش دو چشمم یقین نور ضیاء و تنی

کرد و بلوچ هم عرب گیلک بل ارمنی

کمپ گل فارسی عارف بر هر فنی

آذری یا اهل طوس لر به صفا متقنی

زور خوش عزیزاهل حق خیل چنین گلشنی

نازک مازن سرشت سیب گلاب سروری

باقی ملک ری و بند قم آن مدفنی

کاشی فیروزه فام اصل صفا حتمنی

در بر بحرخلیج ساکن خوش منظری

گوش به گوش جهان با همه گردمپری

هموطن ازحتم من تو به یقین بهتری