کشتی نجات
پنجشنبه 13 مرداد 1401 00:15
زندگی دریای بی ساحل شد است...موج هایش لاجرم ضایع شد است هر یکی باری بیارد چون نهیب...آن دگر از هستی اش عاجز شد است بند با او لاجرم کاهل شد است....دست این اهریمنی باطل شد است بس بلم دیدم ولی سوداش نبود...فلک باقی برحسین نازل شد است (بلم:قایق ساده. فلک:کشتی) رانده طغیان فاتح واصل شد است....روزن امید دهر فائض شد است...