ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
واقعا اینکه میگن از هر انگشت طرف هنری می بارد به قاعده
و ستون خیمه زنده یاد فتحعلی اویسی البته از هم روزگاران
ما ها راست است.
به جرعت شهادت می دهم: ایشان یک نقش سر سری و محض
ماست مالی و فرمالیته بازی نکرد.
حتی درسریال های تاریخی مثل سربداران ولایت عشق و....
با گیرم خاص سلوک و ایضا عقده های ویژه شخصیت خود نما
بود دیگه چه برسه به یک جایی مثل باغچه مینو که حسب
پیشکسوت بودن دامنه اختیار و جولانش با وجود سناریو
زیاد می شد و پس حقیقتا قیامت می کرد.
باورم این است اویسی ازچارلی چاپلین استادتر بود در طنز
چنانکه هر بازیگر جدی دیگر جهانی را جرعت هل من مبارز
طلبیدن داشت. خلاصه و جوهرش اینکه تو خونش بود هنر
و از قضا پشت این چهره گاه شاد و بعضا غمگین او هم لابد
غصه و دغدغه های خودش را داشت اما هیهات از اینکه
مصائب و مسائل زندگی اش قدر یک نقطه روی تابلو فوران
بی امان شادی و انرژی درونی این بشر خال اندازد. نه
خلاصه اینکه طبق حرف خودش :فتل قصه ما از اصلاح طلب-
ترین کارگردان (استاد محمد علی نجفی) تا خود ده-
نمکی را تجربه کرد اما اویسی با امضاء خاص اش ماند
الفاتحه
از برای عزیز سفر کرده استاد امین تارخسروده سعیدحریری:
صبح ما تاریک و روز ما تاریک تر...ماه هم در این میان باریکتر
اختری که جور اخگر می کشید...پرتو اش سو سوزنان نا چیز تر
غربت آن دم که می نامم غروب...بین شاماتی چنان چالاک تر
وای دنیا رو سیاهم کرده ای...مرگ نزدم بس ثمین و پاک تر
(مصرع نخست بر گرفته از آخرین پیغام آن شادروان هست
پس از وقایع اجتماعی آخر شهریور1401ش).روحش شاد
اللهم عجل فی فرج صاحب هذا الامر
#الفاتحه