ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
(به جهت ایام فاطمیه)
در نقد مطلب پیشین این وب باعنوان بدترین حکومت تاریخ فردی
پیغام داده است(فهوای مطلب):صرف داشتن وزیر یا استاندار عاقل
وتیز کارتر از شاه خاص حکومت عمر وسلف او ابوبکر نیست .لذا
استدلال تومع الفارق وناجور است...
درجواب باید گفت:امثال این شخص با ندیدن گرفتن اسلوب نهفته
در کلام و شروط آن سخن می گویند.
قدرت و ضعف هر انسانی دو جنبه فیزیکی و متا فیزیکی دارد.
پولدار قدرتمند مادی است اما عابد و نفس مطمئن توانگر معنوی
می باشد.لذا حقیر همچنان باور دارم بدترین حکومت های تاریخ
مال عمر خطاب مامون عباسی و...اند چون اگر چه در راس کار
نشسته بودند استاندار مدائن (سلمان فارسی) یا ولی عهد(امام
ابوالحسن الرضا(ع))به رژیم آنها بود که بر شهادت تاریخ اندر
جنبه علوم خفیه و ما بعد الطبیعه از خلیفه ظاهری ارج بوده
عملا بر نامبردگان هم ولایت داشتند.
#نماز-باران-امام-رضا(ع)
(ایام احراق الدار در ابتدای ربیع الاول بر محبان حضرت مادر(س) تسلیت)
بر گذر روزگارغبطه مخور هوشیار...کین همه برگ خزان جمله به احیاء رسد
ساعتی از وقت حشر نوبت تابنده نشر...آدم خاکی شده بر سر سودا رسد
غافل از این نیستم قبر و عقابش حق اند...لیک ولایت مدار حتم به اولا رسد
گرد علی گرد و گو باز براین صوت خوش...رفض عدو تو برگنبد مینا رسد
کین خود آن یادگار مانده در انجام کار...رسته از ناکثان جانب آقا رسد
بوی تفضل بنا است می شنوی هوشیار...مرد برائت یقین بر عدنش1 پا رسد
آنکه جلو ماند و بود جوشن او بی زوار...روز احد درنرفت چون که به اعلاء رسد
بز به کدامین سبب آخته صخره ها است...لعنتی بی شرف زود به آنجا رسد2
ختم رسل را گرفت حلقه جهال3 سخت...رزم فتا4 پیشگان لیک به غوغا رسد
نقره رکاب و نگین از قبل اعظمی5...دست سلیمان کجا جانب بالا رسد6
سروده طلبه سعیدحریری اصل ربیع الاول1444قمری
1.بهشت عدن 2.عمر خطاب:فرار کردم از غزوه احد مانند بز کوهی
3.مشرکان مکه درغزوه احد
4.لافتی الی علی لاسیف الی ذوالفقار
5.انگشترساخته دست خدا یعنی تمثیل شاعرانه ازمقام علی عالی اعلاء(ع)
6.دست حضرت سلیمان باهمه شرف هرگزلیاقت پوشیدن جواهرخدایی ندارد
اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما
وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة