ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
پهلوان محمد علی کلی جدای بحث یک روحانی شافعی مسلک
وطبعا ملایم مرام اندر میانه ورته سخت تشک مسابقات
بوکس هم جا گیرشده بود.
جالب اینکه تروما یا ترس ریشه یافته درانسان بیش از
همه روی کسی اثر دارد که در شخصیت وزندگی معمولی
خشن ابله و...نیست. یعنی فردی نرمال مثلا از بلندی
که افتد حتی اگر آسیب وارده برتن اش درمان گردد تا
مدتها به موقع خواب و...کابوس آن لحظه دهشتناک
را خواهد دید و قصه چنان عینی برای اش تکرار خواهد
گشت که بدن او به لرزه افتاده آنی احساس خالی
شدن زیرپا کند...
خوب اگر این ضربه های مشت که کلی درمسابقات
مقابل آن سینه سپر می کرد هرکدام به اندازه کمی
اثر روانی کوتاه مدت بگذارد بیماری وی که آخر عمری
گرفتارش شده بود توجیه پذیراست (رعشه بدنی
شدید و غیر قابل کنترل)
اما بنازم به کلی!؟همان طور که درجوانی مشت و لگد
بقیه را تحمل می کرد سر پیری ناسازگاری و ضربه های
بی امان جان خویش را تاب آورد و این مگر از روحی
بلند بر نمی آید.
الله تو یار منی
#محمد-علی-کلی
غم تو زهر هجری است که نپرس
و یم دو چشمانت بزرگترین دریای گیتی که بی هر شکی
غریق همیشگی اش منم
هم ات اما هر چه باشد پایه هستم و خریدار
باری لم دادن جناب نیز عین آسایش ام است
پس تا بم و رسیده شدنت آفتاب بی انقطاع مهرم را
نثارت خواهم کرد و سر جمع به این فقط خواهم
رساند که:بچه جان اگر همه دنیا هم سر ناسازه
داشته باشد اندرون ام هنوز همبازی برای ات هست
(کودک درون)
و بیرون الا سایه بانی بر فراز سر و حصیری زیر پا
ایضا نان و آبی به گوشه دل کوچک ات نمی نماید
#پدر-خوب