حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)
حجت الاسلام سعیدحریری اصل

حجت الاسلام سعیدحریری اصل

وبگاه شخصی.نوه مرحوم آیت الله شیخ میرزاعلی عیوضی گنجی.طلبه حوزه علمیه نجف الاشرف(خطا درنگارش متن وب مدام جک واصلاح می شود)

علیکن منی السلام

فردا که شود ساقی بی تو طف و یم باقی

دست ازهمه می شوید آن قامت رعنایی

بین پور سیاوش سان بر نیزه تنهایی

تکیه زند و خواند از سوره  شیدایی

آخر چو یکی مانده در پنجه حلوایی1

دهرازمهن اش افتد برگریه و هم زاری

رخصت طلبد زینب بوسد به گلو باری

ازحنجرخشکیده برنای غم  افزایی

ذکرش کند آهسته درخیمه چه بلوایی

ای اهل حرم رفتش شاهنشه  زیبایی

(سروده شیخ سعیدحریری اصل عاشورای1445ق)

1.پنجه حلوایی اشاره به پنج تن آل عبا علیهم السلام

ثمّ نادى علیه السّلام: یارباب یا أمّ کلثوم و یا زینب

ویا سکینة و یا رقیّة و یا عاتکة و یا صفیّة 

علیکنّ منّی السّلام

گشت ارشاد کربلا!؟

راستی کربلا هم گشت ارشاد دارد که ملت اینقدر بعضی

چیزها را رعایت می کنند!؟

بله و البته خیلی نامحسوس بی مامور ون و...

فقط منظور اینکه:جو حرم ظاهر زائر را تنظیم می کند

بی هردرد و خون ریزی...

#حجاب-استحقاقی

رقیه خاتون

القمه درسوگ عشق موج ز شط می خورد

باز و بر این  محکمه راه نفس می برد

ساعت ترک حرم لحظه آخربدید

دخترک از عم خود آب طلب می کند

سروده سعیدحریری اصل.محرم1445ق

#ناز-دانه

آستانه محرم

تصویرفوق عاشورای1434ش بازار تبریز تیمچه مظفریه .عکاس شیخ سعیدحریری اصل

#شعائر-حسینی

بالا نشین ها

پرواز رابرای پرهیزش از زمین و لبریزی بسترآسمان

هم لکنت اندازی ماندن دراین میانه به حیرانی 

فرای یکی جیران دوست می دارم که حتی بدین آبی 

بی کران و نهایت نا ممکن  حرفی از طاقچه بالای 

گذاشته و عقده دل برداشته نمی زند.

خنک نسیمی دارد بی بدلیل و خنیاگر حالی مکرر

که اما هرگز فردای بدمستی اش نیست و حتی

موقعی که پس از بوقی لاجرم برزمین نشسته باشی

رشیدشق و رق می بردت و لو به ناکجا آباد

پس دریا را به رنگ خود خواسته و از هر چه

خشکی اگرجنس  جاری آب و فرار بخار باشی میکشد

آن سو که حقیقت اش درآستانه خویش است

و این چرخه دل انگیز حتی باری خاک ر ا به فشلی

کشانده بر واحه ای می نماید ازجنس بالا که 

ایضا و باید گذراندش من باب تکمله خالصی

ومحض رضای هرچه عطر نرگسی. آنها که خلاء

خلیدن درآغوش خاطره خوش را یادآورمی شوند 

حتی به بسترحجم سیاه سوخته ای چون زمین

الا و باری درهمه ارض و سماء یک نقطه اما

به عنوان سنگ بنای تاکید و سوال ایضا تعجب

و...باقی است که درطف افلاکی اش به سان

قطره مکررو موج مدور می توان به سواد تکیده

و ساحل تنیده باری درتند سیررحمت نازل شده

 برآن  خود را شست و هم آراست چنانکه نم  

اشک و یم مشک عامرا  اعلاء کند و رشک هفتم

آسمان نشینان را نیزبرانگیزد

السلام الی ساکن کربلا

#فیروزه-فام

قبله العشاق

درمطاف و برحرم جایش نبود                             

نینوا تک گوهرجانش ربود

آمدش خارج چو ازسمت صفا                          

مروه را برسوی خود تابع نمود

صاحب وجدان همه وی را ستود                        

قائل یزدان از او شد درسرود

روضه شش گوشه ارباب عشق                        

افضل از کعبه بود بهر سجود

(شعری ازسعیدحریری اصل درمدح سروراحرارجهان وسیدجوانان اهل بهشت)

نوک نی

ای دارملامت را برراس تو تابانده

درسایه این تمهیدآلیده و خوابانده

فردا که همی گردد دیگراثرش پیدا

چون مانده زجانت باز غیرتن جا مانده

گرکاردرستی تو بهترکه به او رانده

چون شاخه شمشادی کزبنیه غزل خوانده

بالا زده همت را در لیله بتابانده

با دست نسیم صبح الام بتارانده

ازلجنه پرخونش عالم همه خارانده

عطری به همین معنا درحاشیه افشانده

سروده طلبه سعیدحریری اصل

خانه دوست کجا است!؟

راستی خانه دل ات کجا است!؟

عاشق همسر و بچه های ات هستی پس یعنی کاشانه ات؟

گرم بازار ورفقای کارکه جواب شد محل کسب!

رفقا فامیل هرچه بادا باد پس لابد اینجا آنجا و هرجا که

بادتقدیربرد

اما من یک آقایی رامی شناسم که خانه دلش آن جاهایی

است که گل آدم رابسرشتند و به پیمانه زدند...

(درشرح احوال حضرت امام منتظر(عج) آمده که بیشتر

اوقات خود را درحرم ومجلس آل الله(علیهم السلام)

صرف می نماید و حتی به مدد طی الارض فاصله ما بین

 مراقد را گذر می نماید چنانکه خروج ازدریکی مترادف 

دخول  به آستان آن دیگری باشد)

آری او روی فرش های شما پامی گذارد

السلام علیک بجوامع السلام

بنددل حسین(ع)

جوهرآنچه از بلا بر ابشار بشر رفته و مخصوصا قشر انبیاء(علیهم السلام) را در یابیده

اندریوم عاشور رخ داده و به زورآزمایی با صبر اباعبدالله حسین شهید(ع) آمده است.

آدم پدر انسان را غم هابیل اش بود و بابای انبیاء ابراهیم (ع) تشویش فقد اسماعیل

در قربانگاه داشت. اما می دانید که نبود برادر زاده اش از بهر بشر حتی بر داغ داداش

خویش سختراست!؟ چون جدای آنکه اصطلاحا خون خون را می کشد فراق در نوجوانی 

چنان هرمانی را مضائف می کند .آری داغ عبدالله بن حسن (ع)که در گودی قتلگاه و

مقابل چشم ثار الله(ع) دستش را به تیغ کین و ناجوانمردی زدند بند دل کسی را

پاره کرد که اندر فراق عباس اش(ع)  فرموده بود:اَلاُن اِنکَسَرَ ظَهری(کمرم شکست)

 حسین (ع) را دشنه کند و ازقفای شمر ملعون نکشت!؟رگ های حیات  ظاهریش بعد

 نیمه روزی همه دیدن تیغ و  اخ(سنگ سابیده تیز) در حق پاره های تن خویش از 

یاد آن نوجوان باز ایستاد چه روال بالغ نرمال است به بچه ها عشق و عاطفه ورزیدن

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

#انسان-نرمال

عشق چهارعنصراصلی

آب باد خاک و آتش را چهارعنصر اصلی گویند و اندرایران باستان نیز

توجه به اینها از ارکان و اسلوب مذهبی حساب می شده است.

در ماجرای اولین نزول آیات وحی الهی به حضرت موسی کلیم(ع)

به قرآن صحبت ازحکم در آوردن کفش به وادی مقدس و دیدن

 آتش می شود...

این خود کنایه تیز هوشانه است تا انسان را متوجه سازد:جهت نیل

به ماوراء اصل چنین عناصر یا موجوداتی که خمیر مایه ایشان ازآن

باشد بس تاثیرگزار هست.

تخت بلقیس و داستان قالیچه پرنده متکی به عنصرباداست

نوستاراداموس هم به واسطه آب پیشگویی می کرد (مورد او

قوی تراز بقیه می باشد چون به تعبیر خدای متعال:وجعلنا من

 الماء لها کل شیحی و نیزآب مهریه حضرت زهراء(س)است 

و دربین اینهااولاترین)

خاک هاهم درنظراهل دقت ازجنبه هوشمندی متفاوت اند و

مال کربلای معلی دربین ایشان اولا باشد(قصه سپردن قطعه ای

 ازخاک کربلا توسط نبی اکرم(ص)به بانویی  و اشاره به اینکه:

 روزخون شدن اش مصادف باواقعه کربلا یعنی شهادت فرزندم 

حسین(ع)خواهدبود)

 وآتش اهورایی چنان که قبلا هم اشاره شد نماد  آیین آشو  زرتشت-

(ع)و...یعنی استفاده پایه ای از اصل چنین عناصری اندر راه فهم 

ماضی و بعید بهر شخصی که مضارع و درحال است کاربردی می باشد.

اما حتی هرآنچه با پایه این عناصر دگردیسی و به گونه متفاوت خلق

شده چنین هستند.

آتش خمیرمایه خلقت جن هست و لذا یکی مثل الحضرت(پیشگوی

 عهدعباسی) اندرکتاب العضیف خود داعیه فهم آینده با واسطه گذشته

و عهدی را داردکه جنی جماعت بر زمین تسلط داشته و اکثریت بودند.

خاک اما مطابق قرآن پایه بنیادی خلق نوع بشربوده و علم تله پاتی 

یعنی ایجاد پیوندهای متافیزیکی بین مدیوم و گیرنده که زیر نظربردن 

او ازجانب چنین استادی معنا می دهد دانش مورد قبول حتی مراکز

علمی هست که بر محوریت مبانی رایج سکولار غربی می باشد.

روح مجرد اما بعنوان آنکه نه از این چهارعنصراصلی بلکه تجلی دهنده 

خویش درچشم آدمی بواسطه آنها و همه دیگ رمشتقاوت و زیرمجموعه 

اش می باشد هم می توانداسباب پیش گویی بگرددچنانکه بسیاری

ازانسان ها ی حی با دیدن خوابی خاص از عزیزان فوت شده خودباور

دارندممکن هست اتفاقی مخصوص در زندگی  حاضرآنها بیفتد...

عالی ترین چهارعنصر مذکورخاک است. چراک ه شان استفاده بعنوان 

بستری که روح خدا درآن دمیده  وحضرت آدم (ع)را خلق کرده دارد.

اصلا نقطه تلاقی دوعنصر خاک مادی و روح معنوی باشد که اشرف

مخلوقات را می سازد

خوب وقتی مطابق روایات شیعی خاک کربلای معلی حتی قدیم و

مقدم برمکه مکرمه و دیگرمشاهدمتبرکه از خود بهشت آمده

نیز انوارمقدسه اهل بیت (علیهم السلام) قبل خلقت آدم ازباری 

تعالی و به اذن او مجرد وبه طاق عرش خود نمایی می کردند وجود

مطهراین چهارده نورمقدس (علیهم السلام)سنگین و رنگین ترین 

منبع رفع حوائج آدمی به اذن الله ولو با ضرورت درشکستن عنصر

مکان و زمان می باشد.توکلت الی الحیدر

اربعین

(به جهت اربعین حسینی درسال 1444قمری)

راه  صفا نمی رود مروه بی بنای تو

کرب و بلا یقین بود معنی بر منای تو

طوف حرم گزیده شد زان سبب ای امیردل

تا که  به طوق دیگران در گذرد برای تو

زمزم  جاری زمان جسته  زیر پای تو(1)

رکن و حجر یقین بود مقصد با صفای تو

کعبه اگر چهارشد ضلع و برش بدان سرا

شش جهت است بیت حق در پی ابتلای تو

جان کلام و لب حرف جمله شود فدای تو

صحن و حریم مانده از رفتن دربلای تو

(1:کنایه از اینکه چشمه زمزم جاری در

مکان اززیرپای حضرت اسماعیل(ع)

جسته ومربوط به عرض تاریخ است اما

نهضت امام حسین(ع) درطول زمان 

تشنگان حقیقت راسیراب می کند)

سروده:طلبه سعیدحریری اصل

کعبه دل

کجا است کعبه دل؟ کربلای حسین

کز آن سواد می رسد سلای حسین

نگاه کرده و جستم برهرمنش توحید

بنا به بقاء درنهاده از همای حسین1

محیط برهمگان چون بود ولای حسین

طریق رب برو اندر رضای حسین

ملک فتاده و رو به خزلان داشت

شفا گرفت مجدد از ابتلای حسین2

ذبیح آل محمدسزد در ثنای حسین

چون از قفا زده شدسر ز پای حسین

1.همای سعادت پرنده ای درادبیات ایرانی است که افتادن

 سایه او برسرفرد نماد بهروزی وافراست

2.اشاره به ماجرای فرشته ای به نام فطرس ملک

(سروده طلبه سعیدحریری اصل.صفرالاحزان1444)